فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤١٩ - معلوميه
معذوريه
از فرق «صوفيه» اند.
البدء و التاريخ ج ٥ ص ١٤٨.
سواد اعظم ص ١٧٥.
معروفيه
شايد ايشان همان فرقه «معلوميه» باشند كه گويند: هر كسى كه خدا را به جميع اسماء و صفات نشناسد جاهل است مگر آن كه به جميع آنها عالم گردد.
سواد اعظم، ص ١٧٥.
معطليه
گويند كه: عالم هميشه بوده و خواهد بود و هرگز نباشد كه نباشد، خانهاى است عالم، بىخانه خدا مشمر و معطل است، ليس فى الدار غيرنا ديار.
كس در خانه نيست و اگر هست مائيم.
ما هيچ نهايم و جمله مائيم
گاهى چو سگيم و گه همائيم
در «تبصرة العوام» آمده است: قومى باشند كه ايشان را «معطّله» خوانند و اعتقادشان ضد اعتقاد «مشبهه» باشد.
گويند: نشايد صفت كردن وى به چيزى كه آن مخلوق است نشايد گفت: بارى تعالى شىء است يا موجود و قادر يا عالم تا سميع و بصير و امثال اين در قرآن توقف كنيم و نگوئيم مخلوق است و غير مخلوق و اين سخن را از «ملاحده» گرفتهاند غالبا اين نام به فرقى اطلاق مىشود كه از خداوند نفى صفات و اسماء مىكنند و باطنيه بيشتر به اين نام خوانده مىشوند.
هفتاد و سه ملت، ص ٢١.
معرفة المذاهب، ص ١٣.
سواد اعظم، ص ١٢٥.
تبصرة العوام، ص ٨٦.
معلوميه
فرقه «معلوميه» و «مجهوليه» از خوارج بودند و «معلوميه» از همكيشان پيشين خود در دو چيز مخالفت كردند و مىگفتند: هر كس خداى را با همه نامهايش نشناسد نادان است و نادان به خداوند كافر است.
ديگر آن كه گفتند: اعمال بندگان آفريدۀ خدا نيست.
امّا در استطاعت و مشيت قايل به قول اهل سنت شدند و گفتند: استطاعت با كردن كارى همراه است و آن جز به خواست خدا نشايد بود.
اين فرقه كسى را امام خوانند كه به مذهب آنان باشد و شمشير بركشد و با دشمنان نبرد كند بدون آن كه از بازنشستگان و كنارهگيران از جنگ بيزارى جويد.
«مجهوليه» را نيز سخن هم چون «معلوميه» است جز اين كه گفتند: هر كه