فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٨٣ - جدول تجليات هفتگانه ذات حق در جامۀ بشر
دعاهاى مذهبى انجام مىپذيرد. گاهى هنگام دعا چنان از خود بيخود مىشوند، كه خويشتن را بر روى آتش افروخته افكنده و در آن حال جذبه به ايشان صدمهاى نمىرسد.
سر سپردن، يعنى سر تسليم و رضا به درگاه حق فرود آوردن، و در پيش پير دليل عهد و ميثاق بستن از آئين اهل حق است. هر كودكى اعم از پسر يا دختر بايد در نزد پير دليل سر بسپرد، از اصول سرسپردن شكستن يك عدد جوز هندى است، و براى شكستن جوز تشريفات خاصى در «جمخانه» برگزار مىشود.
نذر و نياز، از واجبات مذهب اهل حق است، كه بايد در ظرف هفته يا ماه يا فصل يا سال يك بار به جاى آورده شود. ديگر از مراسم، قربانى كردن است، كه در اصطلاح خود آن را كردار خوانند. قربانى بايد از حيوانات نر مانند گاو نر يا گوسفند يا خروس باشد كه آنها را براى اين امر پرورش داده باشند.
اهل حق به گرفتن روزه سخت پايبندند، ولى روزۀ واجب ايشان از سه روز تجاوز نكند، و در زمستان باشد و پس از آن عيد گيرند. دشمنان ايشان براى تحقير و اهانت، آنان را چراغ سوندران ( چراغكشان) و خروسكشان خوانند.
كتابهاى مذهبى و مقدس: يكى از كتابهاى مذهبى ايشان «فرقان الاخبار» است به نثر، كه مؤلف آن حاج نعمت اللّه جيحونآبادى متخلّص به مجرم است، وى پسر ميرزا بهرام مكرى بود، و در سال ١٢٨٨ ه در ديه جيحونآباد واقع در بخش دينور از ناحيۀ كرمانشاهان، زاده شد و پس از سير و سلوك، در ١٣٣٨ ه در جيحونآباد در گذشت. حاج نعمت اللّه جيحونآبادى كتابى ديگر به بحر متقارب به نام «شاهنامه حقيقت» دارد، كه در اسرار مذهب اهل حق، در آن كتاب به زبان شعر، سخن گفته است.
ديگر از كتابهاى اهل حق كتاب «سرانجام» است. اين كتاب را سرانجام يا كلام خزانه گويند، و هنگام نياز با آهنگ خاصى همراه با طنبور خوانده مىشود. اين كلامها به گويش كردى گورانى است.
چنان كه در آغاز اين مقاله اشاره رفت، اساس مذهب اهل حق، بر اقوال غلاة شيعه و اسماعيليه و فرقۀ اماميه اثنىعشريه و فرقه دروز و نصيريه است. آنان مانند درويشان داراى حلقات ذكر و سر سپردن هستند، مقدارى از عقايد خود را از اساطير عوام گرفتهاند. اينكه گويند: خداوند در ازل در «درّى» پنهان بود، مأخوذ از عقايد مانوى است. عقيده «تناسخ» را توسط اسماعيليان از هنديان گرفتهاند، و اين كه عالم را به دو قسمت «الهى» و «اهريمنى» تقسيم مىكنند، تحت تأثير