فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٦٠ - حصينيه
مقريزى از يك دانشمند ايرانى نقل مىكند كه: استعمال حشيش در قرن ششم هجرى توسط شيخى به نام حيدر اسماعيلى به مصر راه يافت.
ظاهرا تخم اين گياه در زمان خسرو پرويز از هند به ايران و عراق و يمن برده شد.
مقريزى مىنويسد كه: استعمال حشيش در مصر در ميان طبقه توانگر و سرمايهدار قاهره شيوع پيدا كرد، بطورى كه امير سودون شيخونى در سال ٧٨٠ آن را در مصر ممنوع كرد، و جرايمى براى استعمال كنندگان تعيين نمود.
بعدها استعمال آن شايع گشت، و مردى اسماعيلى نسخهاى نوشت كه مىتوان حشيش را با عسل آميخت و آن را بكار برد، و نام آن دارو را عقده (آميخته و ممزوج) نام نهاد.
شيره و عصارۀ حشيش را چرس خوانند و آن را اسرار مىنامند و به فارسى برگ بنگ و به عربى ورق الخيال مىخوانند و بعضى از مصنّفان آن را سبز يا سبزه يا گياه اخضر خواندند و عصارۀ آن را بنگاب گويند.
بعقيدۀ نگارنده حشاشين (چنانكه در پيش گفته شده است) ، از اين جهت به اسماعيليه اطلاق مىگردد كه آنان بعضى اوقات حشيش استعمال مىكردند تا از خود بيخود شده و دشمن خود را به قتل رسانند و نهادن نام Assassin بر آنها درست نيست، زيرا اين كلمه از واژۀ اساس عربى مىآيد و چون اسماعيليه در مذهب خود اساس دين را اعتقاد به امام حىّ و اطاعت از دستورهاى او مىدانستند از اين جهت ايشان را اساسيه يا اهل الاساس خواندند.
اسماعيليه.
دائرة المعارف اسلاميه ج ٧، ص ٤٤٠- ٤٤٤.
Encycloped iedeL'Islam, tomeIII,P.٢٧٥-٢٧٦.
حصينيه
پيروان حصين «خارجى» بودند كه در سيستان برخاست و در زمان او عثمان بن عماره بن خزيمه مزنى عامل سيستان بود.
به قول «تاريخ سيستان» : عثمان، نامه سوى صدقه پسر خويش كرد و او از بست به حرب حصين آمد و غازيان با او بيامدند و صدقه بر «خوارج» ظفر يافت.
ابن اثير و گرديزى گويند: حصين لشكرى را كه عثمان بن عماره بر سر او فرستاده بود منهزم كرد، و سپس خود بسوى خراسان و پوشنگ و بادغيس رفت و اين حوادث در سال ١٧٥ هجرى روى داد.
سرانجام حصين را «گرديزى» چنين مىنويسد: چون حصين به اسفزار شد آن با زن كشته شد اندر سنۀ سبع و سبعين و مائه.
معلوم نيست حصينيه از كدام فرقه از