فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٣٥ - علبائيه يا علياويه
«عقيراويه» طايفهاى هستند از شيعۀ اماميه كه در داخل شهر بصره به عذاب صحبت خارجيان گرفتارند و از قديم الايام به كورى منافقان در سلك مؤمنان التزام دارند و رئيس ايشان در اين ايام خواجه يعقوب است كه وجود امثال او در ميان اهل ايمان مطلوبست.
مجالس المؤمنين، ص ٦١.
عقيليه
به قول قاضى نور اللّه شوشترى «عقيلية» طايفهاى مشتمل بر هزار خانوار از مؤمنان مروت شعارند كه محل ايشان خوبترين اعمال ولايت شوشتر و بهترين مواضع آن بوم و برّ است و آن صحراى دلگشا محل خيام و احشام ايشان است و امراى كبار ايشان خود را به عقيل بن أبي طالب رضى اللّه عنه منسوب مىسازند.
امير آنان مير حسين عقيلى است كه در جود و سخا حاتم زمانه و شجاعت فرزانگى بها در فرزانه است، وجود سادات شوشتر را خال و عروس خاندان پيغمبر (ص) را خلخال است.
مجالس المؤمنين، ص ٦٤.
علائيه
از فرق «مرجئه» بودند.
مشارق الانوار، ص ٢٠٥.
علبائيه يا علياويه
از فرق «غلاة» شيعه، از ياران علباء بن دراع اسدى يا علياء بن دراع دوسى بودند. كشى در رجال خود مىنويسد: علياء اسدى بر بحرين حكومت داشت و از آنجا هفتصد هزار دينار دواب و غلام به دست آورد و آنها را نزد امام جعفر صادق (ع) آورد و به امام تقديم كرد.
امام فرمود: ما آنها را از تو قبول كرديم و بار ديگر به تو بخشيديم.
شهرستانى مىنويسد: علباء بن دراع حضرت على (ع) را بر پيغمبر برترى مىداد و سپس مردم را بر خويشتن دعوت كرد و قائل به الوهيت على (ع) و محمد (ص) شد.
كشى از قول ابو عبد اللّه امام جعفر صادق (ع) روايت مىكند كه: علباء در هنگام مرگ به نزد آن حضرت رفت و ابو بصير پرسيد: آيا تو بهشت را براى او تضمين كردهاى؟
در اين باب دو روايت مختلف است. ابن حزم مىنويسد: كه علبائيه در «اباحت» و «تناسخ» و «تعطيل» با مخمسه و محمديه تفاوتى نداشتند ولى نبوت پيغمبر اسلام (ص) و رسالت سلمان پارسى را از جانب او چنان كه «محمديه» مىگفتند قبول نداشتند بلكه محمّد بن عبد اللّه (ص) را بندۀ على (ع) مىپنداشتند.
محمديه مىگفتند: چون بشّار شعيرى،