فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٦٤ - حلمانيه
حلبيه
از طوايف نصيريهاند. -نصيريه مذاهب الاسلاميين، ص ٤٩٦.
حلسفيه
از فرق «زيديه» بودند. -زيديه مشارق الانوار، ص ٢١٠.
حلفيه
از فرق ميمونيۀ «خوارجند» كه با ميمونيه در قول به «عدل» اختلاف كردند و قايل به جبر شدند. ايشان در كرمان مىزيستند و مىگفتند: بستن پيمان امامت براى امامى روا نيست مگر اين كه خبر مرگ امام پيشين در نزد ما به صحت پيوندد يا صد و بيست سال از روز ولادت او گذشته باشد.
الحور العين، ص ١٧١.
حلمانيه
از فرق غلاة و پيرو ابو حلمان دمشقى [١]هستند كه اصلا ايرانى بود و سپس به دمشق رفت.
وى قايل به «حلول» خداوند در صورتهاى زيبا بود، و هرگاه صورتى زيبا مىديد به وى سجده مىكرد.
لوئى ماسينيون در كتاب «شرح حال حلاّج» او را يكى از مريدان حلمان مىداند و مىنويسد كه: ابو حلمان صوفى بود.
طوسى، در كتاب «اللمع» ، او را ابو حلمان صوفى نوشته است.
ماسينيون در «دائرة المعارف اسلامى» ، وى را شاگرد سليم بصرى خوانده است.
از اين فرقه در «ملل و نحل» شهرستانى ذكرى نرفته است.
عبد القاهر بغدادى مىنويسد: وى علاوه بر «حلول» قايل به «اباحه» بود و مىگفت: هر كه خداى تعالى را بدان گونه كه او باور دارد بشناسد، چيزى بر وى حرام نباشد و از هيچ كار بازداشته نشود، و آنچه را كه بخواهد بر وى گوارا و روا باشد.
بغدادى گويد: يكى از حلمانيه را بديدم به روا بودن «حلول خداوند» در ابدان مردم به اين آيه استناد مىكرد: «فَإِذٰا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِينَ» . حجر/٢٩.
يعنى: خداوند از آن روى به فرشتگان فرمود كه به آدم سجده كنند كه خود در تن او حلول كرده بود، زيرا آدم در زيباترين تناسب اندام آفريده شده بود، چنان كه فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ.» التين/٤.
كلاباذى در كتاب «التعرف» در باب سماع
[١] -از فرق صوفيه است كه ابو حلمان فارسى حلبى در دمشق، تأسيس كرد. (دائرة المعارف اسلامى،٨/٥٣)