فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٣٨ - جعفريه
قربانى مىكنند امّا قربانى من «جعد بن درهم» است، سپس از منبر فرود آمد و بفرمود تا او را سر بريدند.
جعد مىگفت: موسى (ع) هرگز با خداوند سخن نگفت و ابراهيم خليل را خداوند به دوستى خود نگرفت.
حافظ برسى در «مشارق الانوار» جعديه را از فرق «سبائيه» شمرده است. در كتاب «سواد اعظم» آمده كه «جعديان» قومى از «خوارج» بودند و گويند: خيرها از خدائى است عزّ و جلّ و شرّ از خود بينند و منكر تقدير خداى عزّ و جلّ شدند و چيزها گويند كه: من آن را به پارسى گفتن روا نداشتم و چنين گويند: ان اللّه تعالى شاب شعر جعد، يعنى خداى تعالى جوانى است كه مويش مجعّد است.
ظاهرا اين «جعديه» غير از «جعديه» فوق الذكر هستند كه از پيروان جعد بن درهم بودند و از «قدريه» به شمار مىرفتند.
ظاهرا نخستين كسى كه در زمان بنى اميه با عقيدۀ «قدم قرآن» مخالفت كرد جعد بن درهم بود. وى قرآن را مخلوق مىدانست و به همين مناسبت چنان كه گفتيم در زمان خلافت هشام بن عبد الملك (١٠٥-١٢٥ ه) به امر خالد بن عبد اللّه القسرى به قتل رسيد.
الفرق و التواريخ (نسخه خطى) ، ص ١٥٨- ١٥٩.
مشارق الانوار، ص ٢١١.
سواد اعظم، ص ١٨١-١٨٢.
جعفريه
«جعفريه» پيروان ابو الفضل جعفر بن حرب همدانى هستند كه از بزرگان «معتزلۀ» بغداد بود و از شاگردان عيسى بن صبيح مردار و ابو الهذيل علاّف به شمار مىرفت. او نيز از پارسايان بود و در سال ٢٣٦ ه درگذشت.
ابن المرتضى تذكرۀ حال او را در طبقه هفتم از طبقات «معتزله» آورده است. شرح مناظرۀ او با «زادان بخت» ثنوى كه ظاهرا مانوى يا زردشتى بوده در كتاب «المنيه و الامل» آمده است.
او مىگفت كه: پارهاى از جزء مركب، غير از خود مركب است.
وى گويد: كسى كه ممنوع از كردن كارى است، تواناى بر آن كار نيز هست، ولى توانايى بر كار ديگر ندارد.
عبد القاهر بغدادى بر كتابى كه «جعفر بن حرب» نوشته است رديهاى به نام «الحرب على ابن حرب» نوشته است.
المنيه و الامل، ص ١٦٦-١٦٧.
الفرق بين الفرق، ص ١٠١.
جعفريه
از فرق «معتزله» و پيرو ابو محمد جعفر بن مبشّر بن احمد ثقفى از بزرگان «معتزله» هستند.