فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٥٨ - قرامطه
«قدريه» گفتهاند آنست كه ايشان اعمال بندگان را به قدر به ضم قاف و فتح دال يعنى قدرتهاى انسان نسبت مىدهند و به عقيدۀ او بهتر است آن فرقه را قدريه خوانند نه قدريه به فتح قاف زيرا قدريه در اصطلاح كسانى هستند كه به قدرت خداوند و قضا و قدر الهى و تفويض امور به مشيت وى قائلند.
قدريه نخستين فرقهاى بودند كه بر اساس دينى و فلسفى و غير سياسى پديد آمدند و كار آنان بدانجا رسيد كه دو خليفه اموى معاويه بن يزيد و يزيد بن وليد به مذهب ايشان در آمدند.
مك دونالد در كتاب «كلام اسلام» و گلدزيهر در «العقيدة و الشريعة» معتقدند كه قدريه پيش از معتزله وجود داشتهاند و راه را براى آنان باز كردهاند و معتزله وارث قدريه و فرزندان روحانى آنان بودند.
هفتاد و سه ملت، ص ١٩.
ملل و نحل شهرستانى، ص ٤٩.
الانتصار ابن خياط، (فهرست) ، ص ٢٤٣- ٢٤٤.
المعتزله، زهدى حسن جار اللّه.
شرح مواقف، ج ٣، ص ٢٨٢.
العقيدة و الشريعه، ص ٨٥-٨٨.
Shorter Encyclopedia oF Islam,P.٢٠٢-٢٠٥.
قرامطه
از انشعابات فرقه «اسماعيليه» ، منسوب به مردى به نام حمدان قرمط بودند. -اسماعيليه.
محمد بن اسحاق النديم مىنويسد: چون عبد اللّه بن ميمون قداح از بصره به سلميه گريخت در آنجا مردى به نام حمدان بن اشعث ملقب به قرمط دعوت او را پذيرفت. وى در دهكدهاى به نام «قس بهرام» كشاورزى و گاودارى داشت و چون بسيار با هوش بود سمت رياست يافت و داعيانى به اطراف كوفه فرستاد.
در اواخر قرن سوم هجرى طرفداران حمدان قرمط از طرف رئيس فرقه پنهانى خود كه صاحب الظهور نام داشت و محل اقامتش مجهول بود، دولتى در بحرين كه مركز آن الاحساء بود تأسيس كردند.
قرامطه نه تنها در بين النهرين و خوزستان بلكه در انقلابات بحرين و يمن و سوريه نيز دست داشتند، قرمطيان بحرين بيشتر از جنگجويان بدوى عرب بودند و خطر بزرگى براى خلافت عباسى به شمار مىرفتند.
پيشوايان قرامطه بيشتر ايرانى بودند و در سال ٢٨٨ لشكريان خليفه را در بيرون بصره بكلى درهم شكستند، يكى دو سال بعد صاحب الناقه و پس از وى برادرش صاحب الشامه يا صاحب الخال سوريه را تا دروازههاى دمشق غارت كردند.
«زكرويه» كه از قرامطه بود به كاروانى از حاجيان حمله كرد و گويند: