فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٣٠ - ثماميه
ثعلبه مىگفت: ما از ايشان تبرى نجوئيم بلكه ايشان را دوست گيريم.
الفرق بين الفرق، ص ٦٠.
ملل و نحل، شهرستانى، ص ١١٨.
ثقة الاسلاميه
از فرق «شيخيه» هستند و پيرو «حاج شفيع ثقة الاسلام» تبريزى (درگذشته در سال ١٣٠١ ه) مىباشند.
وى از شاگردان سيد كاظم رشتى و همدرس حاج محمد كريم خان كرمانى بود. او «ركن رابع» را انكار كرد و حاج محمد كريم خان را لعنت نمود. از اين رو آنان را بطور اطلاق «شيخيه» و شيخيۀ ثقة الاسلاميه گويند.
پس از حاج ميرزا شفيع ثقة الاسلام پسرش «ميرزا موسى» و پس از او «ميرزا على» معروف به «ثقة الاسلام دوم» يا شهيد كه در سال ١٣٣٠ ه به جرم مشروطه خواهى به دست روسهاى تزارى در تبريز به دار آويخته شد و بعد از وى برادرش «ميرزا محمد» به رياست اين طايفه رسيد.
هفتاد و دو ملّت، ص ١٥٣.
ثماميه
از فرق «معتزله» ، پيرو «ثمامة بن اشرس نميرى» هستند.
«ثمامه» از بندگان آزاد كرده بنى نمير بود و در روزگار مأمون و معتصم و واثق پيشواى «قدريه» به شمار مىرفت و در نزد ايشان گرامى بود. وى مأمون را به عقيدۀ «معتزله» تبليغ كرد. و مىگفت: خداوند بندهاى را مجبور به شناختن خود نكند و او را نتواند از كفر بازدارد و آدمى مانند ديگر جانوران تكليفى ندارد، از اين رو زنديقان و عوام و دهريه و ترسايان در روز بازپسين خاك خواهند شد و كودكى كه به خردى مرده و بناچار خداى را نشناخته تكليفى كه سزاوار كيفر باشد ندارد و در روز بازپسين خاك خواهد گشت.
ديگر اين كه مىگفت: افعال متولده را فاعلى نيست.
همچنين مىگفت: سراى اسلام، سراى شرك است و اسير گرفتن در آن حرام است. زيرا در نزد او اسير هرگاه آقاى خود را نشناسد به وى نافرمانى كرده است.
گناهكار كسى است كه به ناچار پرودگار خود را شناخته و سپس وى را منكر و نافرمان شود.
مسلم بن قتيبه در كتاب «مختلف الحديث» آورده كه: ثمامه بن اشترس در روز آدينه مردمان را ديد كه از بيم آن كه مبادا نماز جمعۀ ايشان فوت شود بسوى مسجد مىدويدند، از ديدن آن حالت، روى به دوستش كرد و گفت: آن خران و گاوان را بنگر. پس از آن گفت: ببين اين مرد تازى با مردمان چه كرده است.