فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٥٧ - حسنيه
گويند: مردى از ايشان روزى بر مأمون خليفه عباسى در آمد و ثمامة بن الاشرس كه از بزرگان معتزله است در پيش او نشسته بود. ثمامه از او پرسيد كه: مذهب تو چيست؟ پاسخ داد كه: من مىگويم: همه چيزها توهم و پندار است!
پس ثمامه برخاست و ضربهاى سخت بر سر او زد چنان كه چهرۀ وى سياه گشت. مرد روى به مأمون كرد و گفت: اى امير المؤمنين ديدى كه اين بىادب در اين مجلس چه كرد! ثمامه گفت: من به تو كارى نكردم، من بر سر تو روغن درخت بان ريختم و تو گمان كردهاى كه بر سر تو زدهام؟ ! سپس اين شعر را بسرود:
و لعل آدم امّنا و الاب حوّا فى الحساب
و لعلّ ما ابصرت من بيض الطيور هى الغراب
و عساك حين قعدت، قمت
و حين جئت من الذهاب
و عسى البنفسج زيبق
و عسى المهمات من السداب
و عساك تأكل من خبز
و تظنه، تعمل كباب
يعنى: شايد بپندار تو مادر ما بايد آدم و پدرمان حوّا باشد!
شايد آن پرندگان سپيدى را كه مىبينى كلاغ باشد!
شايد هنگامى كه تو مىنشينى، برخاسته و موقعى مىآيى رفتهاى!
شايد بنفشه جيوه باشد و شايد آب فرج شتر از گياه سداب باشد!
شايد نانى را كه مىخورى، پندارى همان كباب است!
پس مأمون بخنديد.
الفرق و التواريخ، نسخه خطى، ص ١٥٧.
حسبيه
گروهى هستند كه پندارند اموال دنيا بين همه مردم مشترك است زيرا آدم (ع) هنگامى كه از دنيا رفت گيتى را براى فرزندانش ميراث گذاشت، بنابراين روا نيست كه كسى مانع از تصرف ديگرى در مال خود گردد زيرا شركت ديگرى در آن مال ثابت است، و بازداشتن كسى را از حق خود جايز نيست.
الفرق المفترقه، عراقى، ص ٧١.
حسنيه
پيروان حسن بن زيد بن حسن بن على بن أبي طالب هستند و از فرق «زيديه» به شمار مىروند.
وى در سال ٢٥٠ بر سليمان بن عبد اللّه بن طاهر بن طاهر فرمانرواى مازندران بشوريد، و بر جرجان (گرگان) تسلط يافت و پس از وى برادرش محمد بن زيد به جاى او نشست.
محمد در نبردهايى كه بين او و محمد بن هارون روى داد كشته شد.
مقالات الاسلاميين، ص ٨٣.