فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٧٦ - خاصه
بس. گاه باشد كه گويند: اللّه و رسوله بس، ديگر كس نيست فرياد رس.
از آل رسول چهكار آيد و از على مرتضى چه گشايد! از همه بيزاريم و گواهى دهند كه امير المؤمنين على (ع) بعد از مصطفى (ص) كافر شد. «لعنت بر ايشان» آن كس به هر دو عالم كارش نظام گيرد
كارد بدست همت، دامان آل ياسين
مراد از آل ياسين على (ع) و محمد (ص) و اهل بيت اوست.
ناصر خسرو گويد: چون تو بتى گزيدى كز رنج و شرّ آن بت
بر كنده گشت و كشته يك رويه آل ياسين
-خوارج.
هفتاد و سه ملت، ص ٥٧.
خازميه
از فرق «خوارجند» و شعبهاى از «عجارده» مىباشند.
بيشتر عجاردۀ سيستان بدين آئيناند و دربارۀ قدر و استطاعت و خواست خداوند به روش اهل سنت رفتند و گويند: آفريدگارى جز خدا نيست و چيزى جز خواست او نباشد و استطاعت با فعل است.
آنان ميمونيه را كه دربارۀ قدر و استطاعت از معتزله پيروى كنند كافر شمارند.
ايشان گويند: دوستى و دشمنى در پيش خداى تعالى دو صفت بيشتر نيست و خداوند بندهاى را دوست دارد كه به او ايمان آورد، اگر چه در بيشتر زندگيش كافر بوده باشد. اگر بندهاى در پايان عمر خود كافر شود گرچه در بيشتر عمرش مؤمن بوده باشد باز كافر است.
نام اين فرقه در «مختصر الفرق بين الفرق» رسعنى، حازميه و در «ملل و نحل» شهرستانى، حازميه اصحاب حازم بن على و در «تعريفات» جرجانى، جازميه، اصحاب جازم بن عاصم آمده است كه با شعبيه همداستان شدند.
الفرق بين الفرق، ص ٥٦-٥٨.
ملل و نحل بغدادى، ص ٧٠.
ملل و نحل شهرستانى، ص ١١٨.
خاصه
شيعه خود را در مقابل اهل سنت و جماعت «خاصّه» و ايشان را «عامّه» نامند. در روايات آمده است: خذ ما خالف العامه و ما خالف العامة فيه رشاد [١].
[١] -اين روايت كه در رسائل شيخ انصارى آمده، در مقام ترجيح دو روايت متعارض است كه مخالفت با عامه را از مرجحات روايت شمرده و علت آن است كه گاهى حديثى از امام راجع به يكى از فروع فقهى همانند مذهب متداول فقهاى اهل سنت كه بر مبناى قياس و رأى (استحسان) فتوا مىدادند صادر شده است كه عنوان تقيه داشته است و براى حفظ شيعه از آزار مخالفين بوده است ولى در جائى كه تقيه نبوده نسبت به همان موضوع حكم واقعى را (كه قهرا مخالف با مذهب مزبور بوده است) بيان فرمودهاند.