فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٤٨ - غيلانيه
غيريه
از فرق «غلاة» بودند و گفتند: حضرت محمد (ص) حكيم بوده نه رسول.
در «دبستان المذاهب» مىنويسد: «غيريه» از جهميهاند و گويند: حضرت محمد (ص) حكيم بود نه رسول.
معرفة المذاهب، ص ١٣.
دبستان المذاهب، ج ٢، ص ١٠٢.
غيلانيه
از فرق «مرجئه» و پيرو ابو مروان غيلان بن مسلم دمشقى متوفى در ١٠٥ هجرى بودند. قاضى عضد الدين ايجى در كتاب «مواقف» گاهى او را مروان و زمانى ابو مروان بن غيلان خوانده و در «فرق الشيعة» نوبختى و «المقالات و الفرق» ابى خلف اشعرى نام او غيلان بن مروان آمده است و او را از اهل شام دانستهاند.
وى مردى بليغ و فصيح بود و بعد از معبد جهنى دومين كسى است كه دربارۀ قدر سخن گفت و قدر را توانايى انسان و خير و شر را از بنده دانست و معتقد بود هر كه «كتاب» و «سنت» را بر پاى دارد مستحق امامت است و آن مرتبت جز به اجماع امت حاصل نيايد.
محمد بن اسحاق النديم گويد: غيلان را رسائلى است كه در دو هزار ورقه نوشته است. سرانجام او را متهم كردند كه در جوانيش از پيروان حارث بن سعيد بود.
هشام بن عبد الملك او را طلب كرد و اوزاعى فقيه معروف به قتل او فتوا داد و وى را در دروازه كيسان دمشق به دار آويختند.
«غيلان» ميان «قدر» و «ارجاء» جمع كرد و گفت: ايمان معرفت دوم به خداى تعالى و مهر و فروتنى به وى و اقرار به آنچه راست كه پيغمبر آورده است.
او گفت: معرفت نخستين از روى ناچارى است و ايمان نمىباشد.
بغدادى از زبرقان نقل مىكند كه وى در «مقالات» خود از غيلان آورده است كه ايمان اقرار به زبان مىباشد و معرفت به خداى تعالى ضرورى است و از ايمان نيست.
غيلان گفت: كه ايمان بيفزايد و نكاهد و مردمان در آن بر يكديگر برترى ندارند.
مقالات الاسلاميين، ج ١، ص ١٣٦-١٥٠.
المنيه و الامل، ص ١٥-١٧.
الانساب، سمعانى، ب ٤١٤.
الانتصار ابن خياط، ص ٢٤١.
Encycloped iedeL'IslamII,P. ١٠٥٠. Ghaylaniyya