فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٢٧ - توحيديه
اين پادشاه در عمر دراز خود توفيق سوادآموزى نيافت و خواندن و نوشتن نمىدانست، ولى ذهنى وقّاد و هوشى فراوان داشت. وى قوانين ظالمانه را از هندوان و طبقهاى كه نجس (پاريا) خوانده مىشدند برداشت، و نخستين كسى است كه پيش از گاندى آن طبقه را با طبقه ديگر برابر داشت. وى با اين كه مسلمان و مسلمان زاده بود، با زنى راجهپوتى از هندوان ازدواج كرد، عجيبتر اين كه قرص خورشيد را قبلهگاه همۀ پيروان خود قرار داد.
او دومين پادشاهى است كه پس از آمونهوتپ چهارم (١٣٧٥-١٣٥٨ قبل از ميلاد مسيح) از فراعنه شهر «تب» در مصر باستان، از ميان هزاران خدايان گوناگون، تنها قرص خورشيد را كه آتون نام داشت، به خدايى برگزيد و خود را به نام اخناتون يعنى دوستدار آتون (خورشيد) ملقب ساخت. اكبر نيز به چنين عمل شگرفى دست يازيد.
گفتهاند كه: برانگيزندۀ اين فكر اتحاد اديان و صلح كل، نغمهاى بود كه وى از رامشگرى هندى، به نام «هاريداسا» شنيده بود و اين آواز دلانگيز، او را به چنين تفكرى برانگيخت.
مذهب او پس از مرگ وى ديرى نپائيد و جانشين وى جهانگير آن را از ميان برداشت. آرامگاه او باغ و بناى مجللى در سكندرا، به مسافت بيش از هفت كيلومتر خارج از شهر اگرۀ هند است، كه مشتمل بر سر در معظمى و باغى وسيع و رواقى به سبك ايرانى و مقبرهاى به سبك هندى، كه اشعارى از شاعرى به نام عبد الحق قاسم شيرازى برگرد آن با خطى خوش نوشته شده است.
بخشنامه و دستور العملى را كه محمد جلال الدين اكبر امر به اشاعۀ آن مذهب در هند كرد در كتاب «دبستان المذاهب» آمده است.
دايرة المعارف الاسلاميه، ج ٢، ص ٤٨٨- ٤٩٠.
ايران و جهان از مغول تا قاجاريه، ص ٥٠٧- ٥١٠.
دبستان المذاهب، ج ١ ص ٣٠٨-٢١٣.
سرزمين هند، ص ٨٢-٨٣.
آيين اكبرى.
العقيده و الشريعه، ص ٢٥٦-٢٥٨.
توحيديه
از فرق «دروز» هستند و در مذهب خود قايل به هفت ستون تكليفى و قانونى مىباشند، و آن را هفت خصال توحيدى دينى خوانند:
اول-صدق يا راستگويى.
دوم-حفظ برادرى.
سوم-ترك آنچه را كه مربوط به عبادت و عدم بهتان باشد.
چهارم-بيزارى از ابليسيان و طاغيان.