فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٢٦ - توحيد الهيه
الهى، نام نهاد. بديهى است جمعى از علماى اسلام و ديگر اديان، به مخالفت او برخاستند، اما اكبر مخالفان را از ميان برداشت.
موافقان نيز او را «صاحب ملكه اجتهاد» و ظلّ اللّه دانسته، اطاعت وى را تالى اطاعت امر الهى، و واجب شرعى و فرض عينى پنداشتند.
آنگاه روز جمعهاى در سال دوازدهم جلوس خود، در شهر فتح پورسيگرى، اكبر پس از نماز جمعه در مسجد جامع بر منبر رفت و خود را مظهر نام الهى و امام مفترض الطاعه اعلام كرد، و اين اشعار را كه ابو الفيض «فيض دكنى» ساخته بود، بر خلق فروخواند.
خداوندى كه ما را خسروى داد
دل دانا و بازوى قوى داد
به عدل و داد ما را رهنمون كرد
به جز عدل از خيال ما برون كرد
بود وصفش ز حدّ فهم برتر
تعالى شانه اللّه اكبر
سپس دستور داد تا در هر شب جمعه علما و مشايخ اسلام از شيعه و سنى و كشيشان و يسوعيان و احبار يهود و موبدان زرتشتى و پانديتهاى برهمن حتى ملحدان و دهريان و طبيعيان با آزادى در چهار ايوانى كه به همين قصد، در قصر خود بنا كرده بود با يكديگر به بحث و استدلال بنشينند و خود نيز در بحثها شركت مىجست و داورى مىكرد. اكبر قانون «جزيه» را از هندوان برداشت و هندوان و مسلمانان را از اين لحاظ برابر داشت.
آزار حيوانات و كشتن گاو را نيز بر اساس مذهب برهمنان هند، ممنوع ساخت. سپس مقرر فرمود كه: جمعى از دانشمندان به ترجمه كتب علمى و فلسفى هند بپردازند، از اين جهت كتاب مهابهاراتا و راميانه و كتبى ديگر به فارسى برگردانده شد.
اكبر پس از اعلام مذهب خويش، در دربار خود تشريفاتى قايل شده بود بدين گونه كه به مناسبت نام وى كه جلال الدين محمد اكبر بود و مذهب وى كه (العياذ باللّه) او را همطراز حق تعالى قرار مىداد، و طرفداران اين مذهب، در حضور پادشاه به جاى سلام مىگفتند: «اللّه اكبر» و ديگران پاسخ مىدادند جلّ جلاله!
ابو الفضل علاّمى از دانشمندان آن روزگار و مؤلف «آيين اكبرى» پا را از اين حدّ فراتر گذاشت و گفت:
شاه دين اكبر محمد آن كه از جاه و جلال گر نبودى كفر، مىگفتم خداى ديگريست جلال الدين محمد اكبر در سال ١٥٤٢ ميلادى در «امركت» از بلاد سند تولد يافت و در ١٤ فوريه سال ١٥٥٦ ميلادى در پنجاب تاجگذارى كرد و در ١٦ اكتبر سال ١٦٠٥ ميلادى درگذشت و تخت سلطنت را به پسرش جهانگير داد.