فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٩٩ - مخمّسه
بن نون امامت به فرزندان هارون رسيد. -محمديه.
المغنى فى ابواب التوحيد و العدل، متمم جلد بيستم، قسم الثانى فى الاماميه ص ١٧٩.
مخطئه
[١] از غلاة شيعه بودند و مىگفتند: جبرائيل در هنگام رسانيدن وحى به حضرت على (ع) خطا كرد و آن را به حضرت محمد (ص) سپرد.
خطط، مقريزى، ج ٤، ص ١٧٨.
مخلوقيه
ايشان چنين پندارند كه كلام خداى تعالى مخلوق است و هر كه پندارد مخلوق نيست مشرك است زيرا خداوند ازلى است و فرمود: «إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا. . . يعنى ما قرآن را به زبان عربى فرستاديم زخرف/٣»
و اين دلالت بر آن دارد كه قرآن مخلوق است زيرا در اين آيه لفظ (جعل) آمده كه به معنى خلق است و نيز فرموده: «اللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ. . .» زمر/٢٣. و حديث و محدث ديرينه و قديم نباشد بنابراين قرآن آفريده و مخلوق است. در «سواد اعظم» آمده كه: مخلوقيان قرآن و تورات و انجيل و زبور را مخلوق دانند و آنان از فرق جهميهاند.
در «البدء و التاريخ» آمده است: «مخلوقيه» پندارند كه ايمان مخلوق است و «نصفيه» پندارند كه نيمى از قرآن مخلوق است و «لفظيه» كه اصحاب كرابيسى باشند پندارند كه لفظ و قرآن غير مخلوق است.
الفرق المفترقه، ص ٨٨.
معرفة المذاهب، ص ١٣.
سواد اعظم، ص ١٧٧.
البدء و التاريخ، ج ٥، ص ١٤٩.
مخمّسه
از فرق غلاة شيعهاند كه مىگفتند: سلمان و مقداد و عمّار و ابو ذر غفارى و عمرو بن اميه ضمرى از جانب خداوند مأمور به ادارۀ مصالح عالمند و سلمان در اين امر رئيس ايشان است.
رجال كشى، ص ٢٥٢.
رجال استرآبادى، ص ٢٢٥.
[١] -مخطئه در اصطلاح فقها و علماى اصول، به كسانى اطلاق مىشود كه معتقدند ممكن است مجتهد در استنباط احكام از طرق و امارات شرعى و اظهار فتوى بر طبق آن، خطا و اشتباه كند و حكم واقعى غير از آنچه وى فتوى داده است باشد، و بعكس مصوبه كسانى هستند كه معتقدند هر چه را مجتهد از امارات (نه از اصول) استنباط نمايد، مورد تصويب حقتعالى است و حكم شرع همان است. منشأ اين اختلاف (تخطئه و تصويب) اختلافى است كه علماى اصول در مورد امارات شرعيه دارند: كه آيا جعل امارات (مانند خبر آحاد و ظواهر قرآن) بنحو طريقيت است يا سببيت كه لازمۀ طريقيت تخطئه است و لازمۀ سببيت، تصويب مىباشد.