فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٩٧ - مختاريه
الاخلاق الحميدة و الافعال السديدة و الآراء العتيدة و النفوس السعيدة. پيوسته از اين نوع كلمات سجعدار همىگفت و ادعاى نزول وحى بخود مىكرد سپس در يكى از جملات وحىآميز خود گفت: اما و رب السماء، لتنزلن نار من السماء فلتحرقن دار اسماء.
چون اسماء بن خارجه از اين سخن آگاه شد گفت: ابو اسحاق كه كنيه مختار بود در گفتار سجعدار خود نام مرا برد و بزودى سراى مرا خواهد سوزانيد، پس از آن از خانهاش بگريخت.
مختار كس فرستاد تا شبانگاه در سراى وى آتش افكندند و فرداى آن روز بر مردم چنين وانمودند كه پارهاى از آتش بيفتاد و سراى او را بسوخت.
چون مختار كاهنى پيشه كرد و ادعاى نزول وحى كرد كوفيان بر وى بشوريدند ولى «سبائيه» با بردگان در آن شهر گرد آمدند، سبب گرد آمدن بردگان بر او آن بود كه مختار به ايشان وعده داده بود كه دارايى خواجگانشان را به آنان ببخشد.
بارى مختار به يارى آن بردگان كه اكثر ايشان ايرانى بودند بسركوبى شورشيان برخاست و بسيارى از آنان را بكشت، در ميان دستگيرشدگان مردى بود كه او را سراقه بن مرادس بارقى مىخواندند چون او را به نزد مختار آوردند وى از بيم جان خود به كسانى كه او را گرفته بودند گفت: شما ما را دستگير نكرديد و شكست نداديد بلكه ما را فرشتگانى كه ايشان بر اسبانى ابلغ در بالاى سر شما مىديديم شكست دادند. مختار را اين سخن خوش آمد و به فرمود تا وى را آزاد كردند و او بگريخت و به مصعب بن زبير در بصره پيوست.
امّا سبب آن كه مختار قايل به بداء شد آن بود كه چون ابراهيم بن اشتر از كاهنى و دعوى وحى كردن او آگاه شد از يارى كردن به وى خوددارى نمود و به نام خود بر شهرهاى جزيره فرمان مىراند.
چون مصعب بن زبير بدانست كه ابراهيم بن اشتر ديگر مختار را يارى نكند با هفت هزار مرد و شمارى از سران كوفه از بصره بيرون شد.
چون مختار از اين لشكركشى آگاه شد، دوست خويش احمد بن شميط را با سه هزار مرد به جنگ مصعب روان ساخت و گفت: به من وحى رسيده كه فيروزى با شما خواهد بود ولى لشكريان او در مداين شكست يافته بگريختند و ابن شميط نيز كشته شد. كسانى كه از اين جنگ جان به سلامت بدربرده بودند به نزد مختار آمدند و گفتند: مگر تو ما را نويد فيروزى بر دشمنان نداده بودى؟
مختار گفت: مرا خداوند به چنين چيزى وعده داده بود ولى در كار او بداء پيدا شد و مشيت او بگرديد و گفت: «يَمْحُوا اللّٰهُ مٰا يَشٰاءُ وَ يُثْبِتُ» يعنى خداوند