فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٩٦ - مختاريه
اين را براى سر على اكبر حسين (ع) برگرفتم. سپس ابراهيم بن مالك اشتر را با شش هزار تن به جنگ عبيد اللّه بن زياد روانه ساخت و او در آن هنگام با هشتاد هزار كس از سپاهيان شام به موصل بود و عبد الملك مروان وى را بسردارى ايشان تعيين كرده بود.
چون دو سپاه در موصل به هم رسيدند لشكريان شام بگريختند و از آنان هفتاد هزار كس در آن كارزار كشته شدند و عبيد اللّه بن زياد و حصين بن نمير سكونى نيز به قتل رسيدند.
ابراهيم بن اشتر سرهاى كشتگان را بسوى مختار فرستاد. چون مختار به كار كوفه و جزيره و عراقين بپرداخت و تا به مرزهاى ارمنستان دست يافت، آنگاه به غيبگويى برخاست و مانند كاهنان سخنان سجع دار گفتن گرفت.
گويند: كه دعوى وحى مىكرد و از سخنان سجعدار او اين است: اما و الذي انزل القرآن و بيّن الفرقان و شرع الاديان و كره العصيان لا قتلن البغاة من أزد عمان و مذحج و همدان و نهد و خولان و بكر و هزان و ثعل و نبهان و عبس و ذبيان و قيس و غيلان.
پس از آن گفت: و حق سميع عليم، العلى العظيم، العزيز الحكيم، الرحمن الرحيم لأعركنّ عرك الاديم، اشراف بنى تميم.
چون محمد حنفيه از دعوى وحى كردن او آگاه شد از بيم آن كه مبادا در دين به نام وى فتنهاى پديد آرد آهنگ رفتن به عراق كرد تا هواخواهان امامت خود را به سوى خويش بازگرداند. مختار چون اين بشنيد بترسيد كه اگر وى به عراق رود مهترى و سرورى او سپرى گردد. پس ياران خود را گفت: من بر بيعت مهديم و لكن مهدى را نشانى است و آن اين است كه او را زخمى به شمشير زنند، اگر آن تيغ پوست او را از هم ندرد وى مهدى است. چون اين سخن به محمد حنفيه رسيد از بيم آن كه مبادا مختار او را بكشد همچنان در مكّه بماند. پس از آن مختار را «سبائيه» كوفه بفريفتند و گفتند كه: تو راهبر و حجت اين زمانى و وى را به دعوى پيغمبر واداشتند. او نخست اين سخنان را در نزد خاصان و نزديكان خود آشكار كرد و گفت: «به وحى مىرسد» .
آنگاه سخنان سجعدار گفتن گرفت و گفت: اما و ممشى السحاب، الشديد العقاب، السريع الحساب، العزيز الوهاب، القدير الغلاّب لا نبشن قبر ابن شهاب، المفترى الكذّاب، المجرم المرتاب، ثمّ و رب العالمين و رب البلد الامين لاقتلن الشاعر المهين و راجز المارقين و اولياء الكافرين و اعوان الظالمين و اخوان الشياطين، الذين اجتمعوا علىّ الاباطيل و تقولوا علىّ الاقاويل و ليس خطّابى الا لذوى