فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٥٠ - حديثيه
خوارزمى مىنويسد: ايشان را از آن جهت «حبيبيه» خواندند كه خداى را از طمع بهشت و دوزخ عبادت نكنند، بلكه از روى دوستى و حب او را پرستند.
هفتاد و سه ملت، ص ٢٧ و ٢٨.
مفاتيح العلوم خوارزمى، ص ٢٠.
حداديه
از طوايف «نصيريه» اند. -نصيريه
مذاهب الاسلاميين، ج ٢، ص ٤٩٦.
حديثيه
اينان پيرو دو مردند كه يكى احمد بن خابط و ديگرى فضل حدثى نام داشت و هر دو از شاگردان نظّام بودند.
فضل حدثى منسوب به حدثيه است كه شهرى بر كنار فرات بود، نام او در بعضى از كتب حدئى آمده است ولى صحيح آن همان «حدثى» است.
آنان مىگفتند: آفريدگان را دو پروردگار است كه يكى «قديم» و ديگرى «مخلوق» است و او عيسى (ع) بن مريم مىباشد.
همچنين مىگفتند كه: مسيح (ع) پسر خداست و خداوند او را به فرزندى پذيرفت و نه از راه ولادت. مسيح (ع) كسى است كه در روز قيامت به حساب خلق خواهد رسيد، چنان كه در قرآن كريم آمده: «وَ جٰاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا» فجر/٢٢. يعنى: اندر آن روز پروردگار تو در حالى كه فرشتگان صف اندر صف ايستادهاند بيايد. و «او مسيح است كه در سايههايى از ابر خواهد آمد.» سورۀ بقره آيۀ ٢١٠) .
او همان كس است كه رسول خدا در يكى از كلمات و سخنان خود فرموده است: خلق (اللّه) آدم على صورته، يعنى: خداوند آدم را كه همان عيسى مسيح باشد، به مانند چهره و صورت خود بيافريد.
چنان كه در حديث ديگر فرموده است: «ترون ربكم كما ترون القمر ليلة البدر» . يعنى: پروردگار خود را خواهيد ديد، همانطور كه ماه را در شب چهارده مىبينيد.
او را از آن جهت مسيح گفتند كه: زره جسد انسانى بر تن كرده بود. حال آن كه پيش از آن عقل «محض» بود و همان عقلى است كه در حديث رسول خدا آمده كه خداى تعالى او را گفت: اقبل، يعنى پيش بيا. پس پيش آمد. ادبر، پس رو. سپس فرمود: به توسط توست كه من عطا مىكنم و توسط تو است كه مىگيرم.
وى گفت كه: مرغان نيز پيغمبرانى دارند، و پشگان و ديگر حيوانات و حشرات نيز داراى انبيايى هستند. چنان كه در قرآن كريم آمده: «. . . إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاّٰ خَلاٰ فِيهٰا نَذِيرٌ» فاطر/٢٤.
همچنين فرمود: «وَ مٰا مِنْ دَابَّةٍ فِي