فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٠١ - بسلميه
طرف آن حضرت [امام صادق (ع)]مرسل گشتهاند و همان سان كه نبوت بين موسى و هارون مشترك است ميان او و ابو الخطاب نيز مشترك مىباشد.
وى مىگفت كه: به هر مؤمنى وحى مىشود و در اين باره قول خداى تعالى را كه فرمود: «وَ مٰا كٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ. . .» يونس/١٠٠ تأويل مىكرد و مدعى بود كه به وى وحى مىشود. چنان كه فرمود: «وَ أَوْحىٰ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ. . .» نحل/٦٨ و مىپنداشت كه ياران و پيروان او بالاتر از جبرئيل و ميكائيل هستند.
او مىگفت: هرگاه آدمى به كمال برسد نمىتوان گفت كه مرده است و ليكن هرگاه يكى از ياران او در مىگذشت مىگفت كه او به ملكوت اعلى پيوسته، همۀ ايشان ادعا مىكنند كه مردگان خود را توانند ديد چنان كه هر بامداد و شامگاه آنان را همىبينند.
بزيع مىگفت كه: همۀ انبياء و ائمه خدايانند و ايشان نمىميرند بلكه به آسمان مىروند چنان كه خود او كه بزيع باشد به آسمان عروج كرده و خداوند سر او را مسح نمود و آب دهان خود را در دهان او انداخت و حكمت را در سينۀ او تثبيت فرمود.
صاحب «بيان الاديان» نام او را بزيع بن يونس و اشعرى در «مقالات» نام او را بزيع بن موسى آورده است، بعضى از صاحبان فرق «بزيعيه» را به حرف غين «بزيغيه» نوشتهاند كه درست نيست.
ملل و نحل، شهرستانى، ص ١٦٠.
المقالات و الفرق، ص ٥٤.
مقباس الهدايه، ص ٨٥.
بيان الاديان، ص ٣٦.
بساتره
از فرق «نصيريه» اند و از «غلاة» مىباشند.
مذاهب الاسلاميين، ج ٢ ص ٤٩٦.
بسلميه
«بسلميه» يا «خلاليه» از فرق «راونديه» يعنى شيعيان آل عباس هستند كه امامت را پس از حسنين و محمد بن حنفيه، به ابو هاشم و ابو العباس سفاح مىرسانند و حقّ ابو سلمه حفص بن سليمان خلاّل وزير و صاحب و مؤسس خلافت عباسى مىدانستند و هاشم بنى حكيم مقنع صاحب ماه نخشب، ابو سلمه را خدا مىدانست، و مىگفت: بعد از ابو سلمه روح خدا در او «حلول» كرده است. -مقنعيه.
الخطط مقريزى، ج ٤، ص ١٧٧،١٧٨.
مفاتيح العلوم، خوارزمى، ص ٢٢.