فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٧٦ - شيعه
كرّم اللّه وجهه يعنى خداوند رويش را درخشان سازد و قدر و منزلتش را بيفزايد بكاربرند.
پس از قتل عثمان سرانجام مسلمانان حضرت على (ع) را به خلافت برداشتند و با او بيعت كردند (ذيحجه سال ٣٥ ه) .
حضرت على (ع) زير بار خلافت نمىرفت، ولى او را بدين كار ناگزير ساختند و مشكلات بسيارى برايش ايجاد كردند.
چنان كه مىدانيد پس از مدت كوتاهى حضرت على (ع) با زبير و طلحه كه در بصره بر او شوريده بودند به جنگ برخاست و چون عايشه در اين جنگ با ايشان همراه بود و بر اشترى سوار گشته بود، آن جنگ را «جنگ جمل» گفتند.
اين جنگ در جمادى الآخر سال ٣٦ هجرى به شكست طلحه و زبير انجاميد.
پس از آن معاويه سر به شورش آورد و در محلى به نام «صفين» جنگى بين او و حضرت على (ع) روى داد (ذيحجه سال ٣٦ ه) ، سرانجام در رمضان سال ٣٧ به داورى عمرو بن عاص و ابو موسى اشعرى خاتمه يافت.
سپس خوارج بر او شوريدند و پس از شكستهاى پىدرپى سرانجام يكى از ايشان به نام عبد الرحمن بن ملجم آن حضرت را در سر نماز در نوزدهم رمضان سال ٤٠ هجرى با شمشير زهرآگين ضربت زد و آن حضرت در ٢١ همان ماه از آن زخم به شهادت رسيد.
پس از رحلت آن حضرت شيعيان كوفه با حسن بن على (ع) بيعت كرده ولى در عهد خود وفادار نماندند چنان كه آن حضرت ناچار شد با معاويه صلح كند و او بدون مصلحت ديد و شوراى مسلمانان به اين امر خطير، خود را به عنف و زور بر مسند خلافت نشانيد و خلافت را در خاندان خود موروثى كرد.
معاويه بر خلاف قرار داد صلحى كه با حسن بن على (ع) بسته بود پس از نشستن بر مسند خلافت، دستور داد على (ع) را بر سر منابر دشنام دهند و براى توهين به وى او را با كنيه ابو تراب سبّ مىكردند غافل از اين كه اين كنيه را رسول خدا به آن حضرت داده بود.
در اين زمان بنى اميه و معاويه بن ابو سفيان انتقام دو صدساله خود را از بنى هاشم گرفتند.
معاويه دستور داد: هر كس دوستدار على (ع) باشد نامش را از ديوان عطا و بيت المال حذف كنند و او را مورد شكنجه و آزار قرار دهند.
از مظالم بنى اميه بر شيعه آن بود كه چون عبيد اللّه بن زياد بر مسلم بن عقيل دست يافت هر كه را كه گمان مىكرد از شيعيان و هواخواهان على (ع) است او را به زندان مىافكندند چنان كه دوازده هزار تن