تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤
مناسب است، و گرنه پر خوابى مانند پرخورى از صفات زشت و موجب بيمارىهاى مختلف است.
و عجب اين كه: مقدار خواب طبيعى براى انسانها يكسان نيست، و هيچ گونه حدّ معينى براى آن نمىتوان در نظر گرفت، لذا هر كس بايد با تجربه، نياز خويش را به خواب با توجه به ميزان فعاليتهاى جسمى و روحى خود دريابد.
و عجيبتر اين كه: به هنگام بروز حوادث سخت كه انسان ناچار است مدتها بيدار بماند، مقاومت انسان در برابر بىخوابى موقتاً افزايش مىيابد، خواب از سر انسان مىپرد، و گاه به حداقل لازم يعنى يك يا دو ساعت مىرسد، ولى، بسيار ديده شده اين كمبود، به هنگام عادى شدن اوضاع جبران مىگردد، و جسم و روح انسان طلب خود را از خواب باز مىستاند!.
البته، به ندرت كسانى يافت مىشوند كه ماهها پشت سر هم بيدار بمانند، و لحظهاى خواب به چشمانشان نرود، و به عكس افرادى هستند كه حتى در موقع راه رفتن در كوچه و خيابان، و حتى موقعى كه با شما سخن مىگويند خواب به آنها دست مىدهد، و اگر كسى همراه آنها نباشد خطرناك است، ولى اين افراد مسلماً افراد سالمى نيستند، و خواه ناخواه گرفتار ضايعات جسمى و روحى مىگردند.
خلاصه، اين تحول و دگرگونى عجيبى كه به نام «خواب» در انسان پيدا مىشود، شگفتىهاى زيادى دارد كه آن را شبيه يك «معجزه» مىكند. «١»
گر چه، آيه فوق ناظر به خواب به عنوان يك نعمت الهى است، ولى از آنجا