تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢
مىدانستند «١» و به اين ترتيب، اختلاف آنها در مسأله معاد قابل انكار نيست.
***
سپس، مىافزايد: «اين چنين نيست كه آنها درباره قيامت مىگويند و فكر مىكنند، به زودى مىفهمند» «كَلَّا سَيَعْلَمُونَ». «٢»
***
«باز هم چنين نيست كه آنها مىپندارند، به زودى آگاه خواهند شد» «ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ».
«آن روز با خبر مىشوند كه فرياد وا حسرتاى آنها بلند است، و از تفريط و كوتاهى خود سخت پشيمان مىشوند» (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ). «٣»
آن روز كه امواج عذاب گرداگرد آنها را مىگيرد، و تقاضاى بازگشت به دنيا را مىكنند: هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ: «آيا راهى براى بازگشت وجود دارد». «٤»
حتى در لحظه مرگ، كه حجابها از برابر چشم انسان كنار مىرود، و حقايق عالم ديگر در برابر او آشكار مىشود، و به برزخ و معاد يقين پيدا مىكند در همان لحظه نيز فريادش بلند مىشود كه: «مرا بازگردانيد* تا عمل صالحى انجام دهم» (رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ). «٥»
تعبير به «سَيَعْلَمُون» (با «س» كه معمولًا براى آينده نزديك مىآيد)، اشاره به