دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧ - ٥٠ صعصعة بن صوحان
پس از شهادت على ٧ و صلح امام حسن ٧، معاويه از سر اكراه به صعصعه امان داد. او از اين فرصت نيز عليه معاويه سود جست. معاويه هماره از بيان گويا و تعبيرهاى زيباى او در وصف والايىهاى على ٧ در رنج بود و اين رنج را پنهان نمىداشت.
آنچه آورديم، اندكى بود از بسيار. بزرگى اين چهره منوّر را در متونى كه پس از اين گزارش خواهيم كرد، مىنگريد. در عظمت او همين بس كه امام صادق ٧ دربارهاش فرمود: «در ميان آنان كه با امير مؤمنان بودند، كسى جز صعصعه و يارانش حقّ على ٧ را نمىشناختند».
صعصعه به روزگار حاكميت ستمگرانه معاويه زندگى را بدرود گفت.
٦٤٩٨. الطبقات الكبرى در يادكردِ صعصعة بن صوحان: از ياران على بن ابى طالب ٧ بود و با دو برادرش زيد و سيحان (دو پسر صوحان)، در جنگ جمل، همراه على ٧ بودند.
پيش از صعصعه، سيحان، سخنور بود و در جنگ جمل، پرچم به دست او بود و كشته شد. پس زيد آن را گرفت و او نيز كشته شد. آن گاه، صعصعه آن را به دست گرفت.
٦٤٩٩. الأمالى، طوسى به نقل از صعصعة بن صوحان: با گروهى از مصريان بر عثمان بن عفّان، وارد شديم. عثمان گفت: فردى از خود را مقدّم داريد تا با من سخن بگويد. مرا جلو انداختند. عثمان گفت: اين؟! و گويى مرا جوان مىديد.
به او گفتم: اگر علم به سن و سال بود، من و تو از آن نصيبى نداشتيم؛ بلكه به تعلّم است. عثمان گفت: [آنچه مىخواهى] بگو.