دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٧ - ١٤ ام فضل بنت حارث
پس از ضربت خوردن على ٧، وى از معدود افرادى است كه اجازه حضور بر بالين ايشان را يافت.
اصبغ را از ياران امام حسن ٧ نيز شمردهاند.
٦٣٧٩. وقعة صِفّين به نقل از عمر بن سعد اسدى، در يادكرد واقعه صِفّين: على بن ابى طالب ٧ يارانش را ترغيب [به جهاد] كرد. پس اصبغ بن نباته در حضور او برخاست و گفت: اى امير مؤمنان! مرا با باقى مانده مردم، پيش فرست كه امروز، پايدارى و يارىام را خواهى ديد. ما شاميان را تار و مار كردهايم و خود، هنوز جنگجويان و دلاورانى داريم. به من اجازه ده تا به پيش بتازم.
على ٧ فرمود: «به نام و بركت خدا، به پيش بتاز».
پس اصبغ، پرچمش را برگرفت و پيش مىراند و مىخواند:
اى اصبغ! تا به كى اميد ماندن دارى؟
بى گمان، اميد با نا اميدى درهم شكسته مىشود.
آيا حوادث روزگار را نمىبينى كه چه سان پديد مىآيند؟
پس هوا و هَوَست را چون چرم، دبّاغى كن.
مدارا تو را بهتر به خواستهات مىرساند
امروز، گرفتارىاى هست و فردا نيز بيكار نخواهى بود.
پس اصبغ كه پيرى پارسا و عابد بود و هرگاه دو نفر را در نزاع با هم مىديد، شمشيرش را غلاف مىكرد در حالى بازگشت كه شمشير و نيزهاش را [به خون،] رنگين كرده بود.
او از ذخيرههاى على ٧ به شمار مىرفت كه تا پاى جان به ايشان پايبند بود و از شهسواران عراق، شمرده مىشد و على ٧ از اعزام او به جنگ و كشتار، دريغ مىورزيد.
١٤ امّ فضل بنت حارث
لبابه، دختر حارث بن حزن هلالى و كنيهاش امّ فضل بود. او همسر عبّاس بن عبد المطّلب و مادر بيشتر فرزندان عبّاس و نيز خواهر ميمونه همسر پيامبر خدا