دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١١ - ٣٨ زياد بن ابيه
زياد پس از ده سال ستم و تجاوز و قتل و غارت و زشتى آفرينى و پليدىگسترى، به سال ٥٣ هجرى و در ٥٣ سالگى بر اثر طاعون در گذشت؛ امّا از اين شجره خبيث، ثمرهاى خبيث و سرشار از زشتى به نام «عبيد اللّه» باقى ماند كه در تيرهجانى، ستمبارگى و ظلم به آل على ٧ و شيعيان مولا، از پدر، فراتر بود.
زياد، نمونه روشنى است از سياستمدارانى كه از هوش و ذكاوت برخوردارند؛ امّا قلب و عاطفه، هرگز!
شكمبارگى، هرزگى، نفاق و دورويى در برخورد با مردم، از جمله ويژگىهاى اوست كه على ٧ در نامهاى بيدار كننده، به آنها اشاره كرده است.
او در نزد كسانى كه دنيامدارى و كششها و جاذبههاى دنيايى در چشمشان بزرگ مىنمايد، بزرگ بود و بدين سان، به هوش سرشار و جايگاه بلند، ستوده مىشد؛ امّا با نگاهى عميقتر، از پليدى و زشتى و آتشْ نهادى هيچ كم نداشت، آن سان كه نَسَب خود را نيز تغيير داد.
٦٤٤٠. سير أعلام النبلاء در يادكردِ زياد بن ابيهْ: او زياد بن عُبَيد ثَقَفى و يا با نسبت داده شدن به مادرش، زياد بن سميّه است و همان كسى است كه پس از الحاق به معاويه و ادّعاى برادرى او، زياد بن ابى سفيان خوانده شد. اين سُميّه، كنيز ابو مُغَيره حارث بن كَلْده ثقفى، پزشك عرب، بود.