دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩ - طبقهبندى كارگزاران امام على
قيس بن سعد بن عباده، كه ابتدا به مصر رفت و آن گاه به حكومت آذربايجان گماشته شد.
اينان به هنگام نبرد، در سپاه على ٧ بودند، نه در منطقه حكومت خويش؛ زيرا كسانى كه قابليت فرماندهى و شايستگى مشاورت داشتند، اندك بودند.
با نگاه تاريخى، دراين ميان، مالك اشتر، چهره منوّرى است كه هيچ گونه پيرايهاى ندارد. درباره ابن عبّاس، شايعه چنگاندازى وى بر بيت المال بصره، قابل تأمّل است[١] و درباره قيس بن سعد، با همه بزرگى، عزل وى از حكومت مصر، قابل توجّه است.[٢]
٢. افراد متديّن، متعهّد و معتمدى كه به گونهاى ضعف مديريت داشتند و در تدبير امور، از جايگاهى بلند برخوردار نبودند. اينان، چهرههايى موجّه بودند؛ امّا در كوران حوادث نتوانستند تصميمى استوار بگيرند و به درستى از بحرانها نجات يابند.
محمّد بن ابى بكر، با همه ارجمندى، نتوانست مصر را آرام نگه دارد و پس از شورش هواداران معاويه، توان دفاع را از دست داد.
ابو ايّوب انصارى، با همه جلالت و عظمت، از رويارويى با بُسر بن ارطات، عاجز آمد و فرار كرد.
سهل بن حُنَيف، پس از شورش فارس و سر برتافتن مردمان آن سامان از پرداخت ماليات، نتوانست بر آنها چيره شود و از اين رو، بركنار شد.
عبيد اللّه بن عبّاس نيز از مقابل بُسر، فرار كرد.
[١] ر. ك: ص ٣٦٦( سخنى درباره خيانت نسبت داده شده به ابن عبّاس).
[٢] ر. ك: ص ٤٩٧( تحليلى درباره بركنارى قيس بن سعد).