دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٥ - ٥٠ صعصعة بن صوحان
دست و گزيده گوى بود به پا خاست و بدين سانْ گويا و زيبا، باور ارجمندش را درباره على ٧ بازگفت: اى امير مؤمنان! به خدا سوگند، تو خلافت را زينت دادى و خلافت، سبب زينت تو نشد. و تو خلافت را بالا بردى و آن، مقام تو را بالا نبرد. و نياز خلافت به تو، بيشتر از نياز تو به آن است!
و چون فتنهافروزان، آتش جنگ با على ٧ را برافروختند، او همگام على ٧ بود و در جنگ جمل، پس از آن كه دو برادرش زيد و سيحان كه پرچمدار سپاه بودند به شهادت رسيدند، پرچم آنان را برافراشت و نبرد را پى گرفت.
صعصعه در جنگ صِفّين نيز فرستاده امام ٧ به سوى معاويه و از فرماندهان لشكر بود و وقايع صِفّين را گزارش كرده است.
او در جنگ نهروان در كنار على ٧ ايستاد و بر استوارى و حقّانيت موضع او در برابر خوارج، احتجاج كرد. امام ٧ او را گواه بر وصيّت خود قرار داد و بدين سان، افتخارى بزرگ را براى صعصعه رقم زد.
صعصعه بارها در مقابل معاويه و تهىمغزان بنى اميّه، والايىهاى على ٧ را بيان كرد و حماسه شكوه و عظمت على ٧ را در برابر چشمان بىشرم آنان سرود و زشتىها و ناشايستگىهاى معاويه را بىباكانه افشا كرد.
معاويه بارها تلاش كرد تا مگر صعصعه به گونهاى بر على ٧ طعن زند؛ امّا طَرْفى برنبست و چيزى جز رسوايى از خطابههاى آميخته با بلاغت او بهرهاش نشد.