دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩ - ٩ ابو موسى اشعرى
در حكومت كوفه ابقا كرد. او تنها كارگزار حكومت عثمان بود كه در جايگاه خود، باقى ماند.
در فتنه جَمَليان، ابو موسى مردم را از همراهى با على ٧ باز مىداشت. امام ٧ او را بركنار كرد و مالك اشتر، وى را از كوفه بيرون راند.[١]
او در جنگ صفّين گوشهگيرى پيشه كرد و به صف قاعدان (كناره گيران از طرفين جنگ) پيوست؛ امّا پس از تحميل حَكَميت بر امام ٧ اشعث بن قيس و خوارج با پافشارىها و صحنهسازىها، او را به عنوان حَكَم از سوى على ٧ بر ايشان تحميل كردند.[٢]
على ٧ مىدانست كه او در چنبر فريب عمرو عاص، حق را تباه خواهد ساخت. ياران ارجمند امام ٧ همانند ابن عبّاس، مالك اشتر و احنف بن قيس نيز بر اين باور بودند. سرانجام، ابو موسى با نيرنگهاى عمروعاص، فريب خورد و در به خلافت رساندن عبد اللّه بن عمر كه دامادش بود و بدو دل بسته ناكام مانْد.
[١] ر. ك: ج ٥ ص ٣٥( يارى خواستن امام از كوفيان).
[٢] ر. ك: ج ٦ ص ١٩٣( گزينش داور).