دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٣ - ٩٠ مصقلة بن هبيره
به سال ٣٨ هجرى هنگامى كه مِعقِل بن قيس، شورشيان مرتدّ بنى ناجيه را شكست داد و آنها را به اسارت گرفت، مصقله، اسيران را خريد و آزاد كرد؛ امّا نتوانست قيمت آنها را به بيت المال بپردازد.
افزون بر اين، او به بيت المال، چنگ انداخت و اموالى به خويشانش بخشيد و از برخى بدهىهاى آنان، گذشت نمود.
على ٧ او را فراخواند، او را بر تصرّفات نامشروعش در بيت المال مسلمانان و اتلاف بيت المال، سرزنش كرد و از او خواست كه آنچه را برداشته، به بيت المال بازگردانَد. اين ماجرا بر مصقله گران آمد. او بخششهاى عثمان را ديده بود و گمان نمىكرد كه على ٧ بدينسان در بيت المال، سختگيرى كند. او انتظار بخشش داشت و چون به آرزويش نرسيد، فرار كرد و به معاويه پيوست. على ٧ درباره او فرمود: «كارى چون سروران نمود و فرارش چون بندگان بود!».[١]
او در خلافت معاويه، در برخى امور حكومتى شركت جُست و چون معاويه آهنگ قتل حُجْر بن عدى كرد، عليه حُجْر، گواهى داد.
[١] در تاريخ الطبرى( ج ٥ ص ١٣٠) آمده است:« كارى چون كارِ آزادگان و فرارى چون فرارِ بندگان كرد».