دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٠ - تحليلى در باره بركنارى قيس بن سعد
ابىبكر، جايگزين او شد. به عبارت ديگر، قيس، حدود هشت ماهْ فرماندار مصر بوده است.
محمّد بن ابى بكر نيز تا اواخر سال ٣٧ هجرى با اقتدار بر مصر، حكومت كرد و هيچ گونه شورشى هم در ميان نبود.
٤. پس از پايان يافتن جريان حكميّت وآن گاه كه سپاهيان امام على ٧ پراكنده شدند و سپاهيان معاويه اقتدار يافتند، اوضاع مصر نيز دگرگون شد. هواخواهان عثمان در مصر كه تا آن هنگامْ خاموش بودند، سر به اعتراض برداشتند.
سپاه شام به رهبرى عمرو عاص كه حكومت مصر را مزد همكارىاش با معاويه مىدانست به مصر، حمله كردند و با كمك هواخواهان عثمان در مصر، توانستند محمّد بن ابى بكر را شكست دهند.
در آن زمان، موقعيت به گونهاى نبود كه امام على ٧ بتواند نيروى كمكى براى محمّد بن ابى بكر بفرستد و سپاهيان طرفدار محمّد بن ابى بكر نيز آن اندازه نبودند كه بتوانند در مقابل سپاه شام، پايدارى كنند.
٥. از آنچه گذشت، معلوم شد كه انتخاب محمّد بن ابى بكر در ظرف زمانىِ خود، انتخابى كاملًا بجا و مطابق قواعد سياسى بوده است و مدّت زمان حكومت او بر مصر نيز حدود دو برابر زمان حكومت قيس بن سعد، و شكست او ناشى از عواملى خارج از اختيارش بوده است.
٦. سياست قيس بن سعد، اگرچه مصر را آرام نگاه داشت، امّا مورد سؤال و انتقاد است. قيس بن سعد در آغاز خلافت امام على ٧ كه اوج اقتدار حكومت ايشان بود مىبايست از هواداران عثمان در مصر، بيعت مىگرفت و اگر اين گونه مىكرد، مخالفتهاى بعدى آنان فراگير نمىشد تا زمينه ورود سپاه شام، فراهم گردد. اين سياست قيس، مورد موافقت ياران انقلابى امام ٧ و شايد خود حضرت نيز نبود و از