دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩ - ١٥ اويس قرنى
بود. گفته مىشود كه او پس از خديجه، نخستين زنى است كه مسلمان شد. ابن عبّاس نقل مىكند كه پيامبر خدا فرمود: «ميمونه، امّ فضل، سَلمى و اسماء، خواهرانى مؤمناند».
٦٣٨٠. الفتوح: امّ فضل، دختر حارث، به على ٧ نوشت: به نام خداوند بخشاينده مهربان! به بنده خدا على، امير مؤمنان، از امّ فضل، دختر حارث.
امّا بعد؛ طلحه و زبير و عايشه از مكّه به قصد بصره خارج شدهاند و مردم را براى جنگ با تو حركت دادهاند و كسى با آنان براى اين كار نشتافته جز بيماردلان. و دست خدا بالاتر از دستهاى ايشان است. والسلام!
امّ فضل، اين نامه را به مردى به نام ظفْر از قبيله جُهَينه كه عاقل و سخنور بود سپرد و گفت: اين نامه را مىگيرى و چنان تند مىروى كه در هر مرحله از راه، شترى را از پاى در آورى و بهايش را من بر عهده مىگيرم و صد دينار هم براى خودت قرار دادهام. پس تند بران و نامهام را به على بن ابى طالب برسان.
آن مرد جُهَنى به شتاب رفت تا به ياران على ٧ رسيد كه آماده حركت بودند. هنگامى كه [ياران امام] او را ديدند، از هر سو فرياد زدند: اى سوار! چه چيز دارى؟ پس آن مرد جُهَنى با رساترين صداى خود، شعرى خواند كه در آن از حركت عايشه و طلحه و زبير، خبر مىداد.
١٥ اوَيس قَرَنى
اوَيس بن عامر بن جَزْء مُرادى قَرَنى، پاكْ نهادى نيك انديش و از چهرههاى پرفروغ تاريخ اسلام است. او به روزگار پيامبر ٦ اسلام آورد؛ امّا ايشان را نديد.