دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢ - روش سياسى و محدوديتهاى امام على
از سوى ديگر، به لحاظ ريشههاى قبيلهگرى، هنوز بودند قبايلى كه جز از رئيس قبيله خود، حرفْشنوى نداشتند. از اين رو، كسانى چون عَدىّ بن حاتم، در كنار على ٧ در كوفه باقى ماندند تا قبايل آنان نيز همراه على ٧ بمانند.
٣. وجود كسانى چون زياد بن ابيهْ در ميان كارگزاران امام على ٧ سؤالانگيز است. پس از شورشهايى كه در ديار فارس صورت گرفت و مردمان آن سامان از پرداخت ماليات، سر بر تافتند، على ٧ به پيشنهاد عبد اللّه بن عبّاس و تأييد جارية بن قُدامه، زياد را با نيروى نظامى براى آرام ساختن آشوبهاى آن ديار، به فارس فرستاد، كه زياد نيز با تدبير و سياستى ويژه، بر آن سامان، چيره گشت.
زياد، به آلودگى در نَسَب، متّهم بود. او، با وجود ضعف بنيادهاى ايمانىاش، از زيركى و هوشيارى شگفتى برخوردار بود، تا جايى كه مىتوان او را نمونه متخصّص نا متعهّدى دانست كه آتشْنهادى و تيرهجانى را با تدبير و زيركى، يكجا داشت. همراهى وى با معاويه، با آن همه هشدارهاى على ٧ و نيز عملكرد وى در «عراقين»، نشانى است از پليدى درونى او؛ اگرچه در زمان على ٧ اين پليدى را بروز نداد.
بدين نكته بايد توجّه داشت كه على ٧ در مسند حكومت، مانند هر حاكمى، با واقعيتهاى انكارناپذيرى روياروى بود. على ٧ با توجّه به لزوم اداره جامعه و بهرهگيرى از نيروها و با توجّه به خالى بودن دست خود، چارهاى جز استفاده از اين گونه كسان نداشت؛ امّا اين همه را يكسر، با نظارت و هشدار در مىآميخت و زير ذرّهبين مىنهاد.
٤. برخى افراد، ضمن آن كه با على ٧ كار مىكردند، امّا بعضى از مواضع آن بزرگوار را قبول نداشتند. زياد، در هيچ يك از نبردهاى امام ٧ شركت نكرد.