دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١١ - ٧٠ علقمة بن قيس
به هلاكت مينداز».
گفت: پيشانى [يا سرِ] پسر هند را قصد كردم.
عكبر، خود، شاعر بود و چنين سرود:
آن مرادى را كه به گردنكشى آمده بود، كشتم
او كه گَرد و خاك برانگيخته، فرياد مىكشيد و هماورد مىطلبيد.
مىگفت: من عوف بن مُجْزَأه هستم
امّا به روز جنگ، مرگ، گريبانگيرش شد ...
شاميان پس از كشته شدن عوف مرادى، درهم شكستند و معاويه خون عكبر را مباح شمرد.
عكبر گفت: دست خدا بالاتر از دست معاويه است. پس دفاع خدا از مؤمنان، كجا خواهد بود؟!
٧٠
عَلقَمة بن قيس
ابو شِبْل، عَلقَمة بن قيس بن عبد اللّه نَخَعى كوفى از فقيهان، محدّثان و قاريان بزرگ كوفه است. او از اصحاب مكتب فقهى و حديثى ابن مسعود به شمار مىرود و از محدّثانى است كه كسان بسيارى از او روايت كردهاند.
او در جنگ صِفّين، شركت جست و يك پايش را از دست داد. در جنگ نهروان نيز همراه مولايش على ٧ بود. او دو سال در خوارزم بود و براى نبرد به خراسان نيز رفته است.