دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٩ - ١٩ جارية بن قدامه سعدى
جاريه بعد از به خلافت رسيدنِ يزيد، زندگى را بدرود گفت.
٦٣٩٤. تهذيب الكمال به نقل از فضل بن سُوَيد: احنَف بن قيس و جارية بن قُدامه و حباب بن يزيد مُجاشعى بر معاويه وارد شدند. معاويه به جاريه گفت: اى جاريه! آيا تو بودى كه همراه على بن ابى طالب مىكوشيدى و آتش جنگ را بر مىافروختى و آبادىهاى عرب را مىكاويدى و خون آنان (يعنى ياران من) را مىريختى؟
جاريه گفت: اى معاويه! على را واگذار كه از زمانى كه دوستى على را در دل داشتهايم، با او دشمنى نكردهايم و از هنگامى كه خيرخواهش گشتهايم، به او خيانت نكردهايم [و به او نيرنگ نزدهايم].
معاويه گفت: واى بر تو، اى جاريه! تو چه قدر نزد خاندانت خوار بودى كه نامت را جاريه[١] نهادند!
جاريه گفت: اى معاويه! تو نزد خاندانت خوارتر بودى كه نامت را معاويه (سگ ماده) نهادند.
[معاويه] گفت: اى بىمادر!
گفت: به هر حال، مادرى مرا زاييد. بىگمان، دسته شمشيرهايى كه تو را با آنها در صِفّينْ ديدار كرديم، هنوز در دستان ماست.
[معاويه] گفت: مرا تهديد مىكنى؟
گفت: تو برخلاف ميل ما بر ما دست نيافتى و به زور بر ما چيره نشدى؛ بلكه عهد و پيمانهايى به ما دادى كه اگر بدانها وفا كنى، ما هم وفا مىكنيم و اگر آنها را زير پا بنهى، ما در پشت سرمان مردانى فراوان، بازوانى نيرومند و نيزههايى تيز بر جاى نهادهايم. اگر دست تعدّى و خيانت تو به اندازه يك انگشت به سوى ما دراز شود، جواب آن را با يك وجب مكر و حيله خواهيم داد.
معاويه گفت: خدا امثال تو را در ميان مردم، فراوان نكند!
[١] جاريه در زبان عرب، هم به معناى« كشتى» است و هم به معناى« دختر» و« كنيز»، و گويى معاويه، معناى دوم را منظور داشته است.( م)