دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥ - ٥٨ عبد الله بن عباس
درود فرستادن بر پيامبر خدا فرمود: «اى مردم! من عبد اللّه بن عبّاس را جانشين خود بر شما قرار دادم. پس به او گوش فرا دهيد و از فرمانش تا آن گاه كه از خدا و پيامبر خدا فرمان مىبَرَد، اطاعت كنيد. پس اگر بدعتى در ميان شما نهاد و يا از حقْ منحرف شد، به من اعلام كنيد تا بركنارش كنم؛ امّا من اميد دارم كه او را خويشتندار، پرهيزگار و وارسته بيابم. و من او را بر شما حاكم نكردم، مگر اين كه اين گمان را به او دارم. خداوند، ما و شما را بيامرزد!».
٦٥٢٦. وقعة صِفّين: على ٧ ابن عبّاس را به جاى خود در بصره گذاشته بود. ابن عبّاس، نامهاى به على ٧ نوشت و در آن از اختلاف مردم بصره ياد كرد. على ٧ نيز به او نوشت:
«از بنده خدا، على، امير مؤمنان، به عبد اللّه بن عبّاس.
امّا بعد؛ سپاس، ويژه خداى جهانيان است و خداوند بر سرور ما محمّد، بنده و پيامبرش درود فرستد!
امّا بعد؛ فرستادهات بر من در آمده و آنچه را كه تو پس از بيرون آمدن من از بصريان ديدهاى و يا به تو رسيده است، برايم گفتهاى. اينك من تو را از [حال] اين مردم، آگاه مىكنم.
آنان از دو حال، بيرون نيستند. يا اميد به چيزى دارند و يا از مجازاتى هراسناكاند. پس اميدوارِ آنان را با عدالت و انصاف و احسان به او، به خويش متمايل ساز و گِرِه ترسرا از دلهايشان بگشاى؛ زيرا كهفرماندهان بصره، نزد مردم، شأن و عظمتى ندارند، جز اندكى از آنان.
و فرمان مرا پاس بدار، و از آن درمگذر. به اين تيره از قبيله ربيعه نيكى كن، و نيز به هر كس كه در منطقه توست. پس تا مىتوانى به آنها نيكى كن، إن شاء اللّه. والسلام!».
٦٥٢٧. امام على ٧ در نامهاش به عبد اللّه بن عبّاس، كارگزارش در بصره: بدان كه بصره، جايگاه فرود آمدن ابليس و رُستنگاه فتنههاست. پس دل مردمانش را با نيكى تازه بدار و گِره ترس را از دلهايشان بگشاى.
به من خبر رسيده كه با بنى تميم، درشتى كردهاى و بر آنان سخت گرفتهاى، در حالى كه ستارهاى از بنى تميمْ پنهان نشد، مگر آن كه ستارهاى ديگر در ميان آنان پديدار شد و در جاهليت و اسلام، كسى بر آنان به زور چيره نشد.