دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٩ - تحليلى در باره بركنارى قيس بن سعد
برخى ديگر از صاحب نظران، فشار ياران امام على ٧ را موجب اين تصميم دانستهاند. علّامه مجلسى مىگويد: در برخى كتابها چنين خواندهام كه بركنارى قيس از مصر، نتيجه فشار ياران امير مؤمنان بر ايشان و درمانده شدن امام ٧ بوده است، نه اين كه نظر خود ايشان باشد (مانند ماجراى حَكميّت) و شايد اين، روشنتر و درستتر باشد.
برخى مغرضان نيز به كارگر افتادن نيرنگ معاويه و فريب خوردن امام على ٧ اشاره دارند.
به نظر مىرسد كه مجموع اين تحليلها و نظريهها، تحليل «نتيجه» باشد و نه تحليل «روش»؛ يعنى با توجّه به نتيجه پديد آمده در پايان و بدون توجّه به فضا و عوامل موجود و يا پديد آمده، فقط به موفّقيت قيس بن سعد و شكست محمّد بن ابى بكر پرداختهاند، در حالى كه تصميم امام ٧ را بايد با توجّه به همه واقعيتهاى آن روزگار، بررسى كرد. بنابراين، در تحليل اين موضوع، مىگوييم:
١. قيس بن سعد، يكى از سياستمداران سرشناس تاريخ اسلام است. او را يكى از پنج «زيرك» عرب شمردهاند و در زيركى او هيچ شبههاى وجود ندارد و فضاى آرامى كه در زمان او بر مصر سايه افكنده بود، تأييد كننده اين ويژگى است.
٢. محمّد بن ابى بكر نيز از شخصيتهاى بارز آن روزگار است. مصريان، چنان به او علاقه داشتند كه از عثمان درخواست كردند تا عبد اللّه بن ابى سرح را بركنار كند و محمّد بن ابى بكر را به جاى او بگمارد و تنها آن گاه به سوى وطن خود روانه شدند كه عثمان اين كار را كرد.
از اين روى، طبيعى است كه در خلافت امام على ٧ هم مصريان، خواهان حكومت محمّد بن ابى بكر باشند.
٣. قيس بن سعد در ميانه سال ٣٦ هجرى از حكومت مصر، بركنار شد و محمّد بن