دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٥ - ٥٦ عبد الله بن جعفر بن ابى طالب
هنگام بازگشت به كوفه، فرمود: « [چنين كردم] تا نسل بنىهاشم قطع نشود».
عبد اللّه، دستى بخشنده، زبانى گويا و در راه حق، گامهايى استوار داشت. او را يكى از سخاوتمندان مشهور عرب و در ميان آنان سخاوتمندترين دانستهاند. مورخان و شرح حالنگاران، درباره سخاوتمندى او داستانها گزارش كردهاند و او را بدين جهت، «درياى جود» ناميدهاند.
او در هر جا، حق را بيان مىداشت و جايگاه والاى على ٧ و اهل بيت : را پاس مىداشت و از اين كه بر شجره ملعون بنى اميه در پيش ديدشان طعن زند، پرهيز نداشت و با اين همه، معاويه او را اكرام مىكرد.
او پس از على ٧ همراه حسنين ٨ و پيرو راستين آنان بود و از اين كه در كربلا حضور نداشت، تأسّف مىخورد و از اين كه فرزندانش در پيش ديد ابا عبد اللّه الحسين ٧ شربت شهادت نوشيده بودند، بر خود مىباليد.
عبد اللّه به سال ٨٠ هجرى (عام الجحاف)[١] در هشتاد سالگى در مدينه زندگى را بدرود گفت.
[١] سال سيلِ ويرانگر؛ سالى كه سيلِ بنيانكنى در مكّه جارى شد و شتران را با بار آنها با خود برد( ر. ك: تهذيب الكمال: ج ١٤ ص ٣٧٢ ش ٣٢٠٢، تاريخ خليفة بن خيّاط: ص ٢١٥).