دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٩ - ٩٥ نعمان بن عجلان
مرا به دار مىكشى و در روز سوم، از سوراخهاى بينىام، خون تازه سرازير مىشود.
عبيد اللّه فرمان داد كه او را جلوى در خانه عمرو بن حُرَيث به دار بكشند.
ميثم در بالاى دار، به مردم مىگفت: پيش از مرگم، از من بپرسيد. از من بپرسيد. به خدا سوگند، برخى از فتنههاى پيش رو را برايتان بازگو مىكنم.
پس چون مردم از او پرسيدند و او هم به آنان گفت، پيكى از سوى ابن زياد كه خدا لعنتش كند نزد او آمد و با ريسمانى بافته شده از الياف خرما، بر دهان او لگام زد، و او نخستين كسى بود كه بر چوبه دار، لگام زده شد. سپس عبيد اللّه، كسى را روانه كرد و او با نيزه بر شكم ميثم زد و به شهادتش رساند.
و اين [پيشگويى] از جمله معجزات امير مؤمنان است.
٦٦٧٤. رجال الكشّى به نقل از سُدَير، از پدرش ابوحُكَيم: ما هفت نفر خرمافروش، گِرد هم آمديم و آماده بردن جنازه ميثم شديم. پس شبْ هنگام، نزد پيكرش آمديم و در همان حال كه نگهبانان، مراقبت مىكردند و آتشى برافروخته بودند كه ميان ما و آنها حائل شده بود، او را با چوبه دارش برديم تا به چشمه پُر آبى در محلّه مراد رسيديم و در آنجا دفنش كرديم و چوبه دارش را در خرابهاى در همان محلّه پرتاب كرديم و صبح هنگام، عبيد اللّه، سوارانى را روانه كرد؛ امّا چيزى نيافتند.
٩٥ ن
ُعمان بن عَجْلان
٦٦٧٥. الإصابة به نقل از مُبَرَّد: على بن ابىطالب ٧ نعمان را بر حكومت بحرين گمارد و او به هر شخصى كه از بنى زريق نزد او مىآمد، چيزى مىبخشيد. شاعر درباره او سرود:
فتنهاى مىبينم كه مردم را به خود، سرگرم مىكند
رُبودن مال به وسيله زريق، چون ربودن روباه.
بى گمان مىدانيد كه پسر عَجْلان
غارتگرانه، مال خدا را نابود مىكند.
ر. ك: ج ٦ ص ٥٩١ (نعمان بن عَجْلان).