دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥ - ١٢ اشعث بن قيس
دستگيرى مسلم بن عقيل را در كوفه به عهده داشت كه با تزوير، به آن بزرگوار امان داد؛ ولى عمل نكرد و «از كوزه همان برون تراود كه در اوست».
دو فرزند ديگر او (قيس و عبد اللّه) نيز از فرماندهان لشكر عمر بن سعد در كربلا بودند و در پليدى و پستى، چيزى از پدرشان كم نداشتند. قيس، قطيفه (بالا پوشِ) امام حسين ٧ را به غارت برد و به «قيس قطيفه» مشهور گشت.
اشعث در سال ٤٠ هجرى درگذشت و پرونده ننگين زندگىاش بسته شد.
٦٣٦٧. شرح نهج البلاغة به نقل از اعمَش: جرير و اشعث، به دشت كوفه رفتند و در حال صحبت كردن و نكوهش على ٧ بودند. سوسمارى به سرعت از كنارشان گذشت. فرياد زدند: اى ابوحِسْل![١] دستت را پيش آر تا براى خلافت، با تو بيعت كنيم! گفته اين دو به على ٧ رسيد. فرمود: «بدانيد كه آن دو، روز قيامت، در حالى محشور مىشوند كه پيشوايشان يك سوسمار است».
٦٣٦٨. امام صادق ٧: اشعث بن قيس در خون امير مؤمنان، شريك است و دخترش جَعْده، حسن ٧ را مسموم كرد و پسرش محمّد، در ريختن خون حسين ٧ شركت جُست.
٦٣٦٩. تاريخ دمشق بهنقل از ابراهيم: چون پيامبر خدا درگذشت، اشعث بن قيس و گروهى از عرب، مرتد شدند و گفتند: نماز مىخوانيم؛ ولى زكات نمىدهيم.
ابو بكر، اين را نپذيرفت و گفت: حكمى را كه پيامبر خدا آورده، وا نمىگذارم و آنچه را آزاد نهاده، محدود نمىكنم و درباره آنچه پيامبر خدا از شما مىگرفته، ذرّهاى كوتاه نمىآيم و با شما مىجنگم و اگر حتّى پايبند شترى را كه پيامبر خدا از شما مىگرفت، از من دريغ داريد، بر سر آن با شما مىجنگم.
ابو بكر، سپس تلاوت كرد: «و محمّد، جز پيامآورى كه پيش از او هم پيامآورانى [آمدند و] درگذشتند، نيست».
[١] حِسْل، بچّه تازه سر از تخم بيرون آورده سوسمار است و ابوحسل، كنايه از سوسمار است.( م)