دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٩ - ٨٣ مالك اشتر
آگاهىهاى چندانى از آغازين سالهاى رشد او در اختيار نداريم. اوّلين حضور جدّى مالك در جريانات سياسى اجتماعىِ آن روزگار، درِ فتح دمشق و يَرموك است. او در اين نبرد از ناحيه چشم، آسيب ديد و به «اشتر»[١] مشهور شد.
مالك در كوفه مىزيست. قامتى بلند، سينهاى ستبر و زبانى گويا داشت و سواركارى بىنظير بود. خوشخويى، جوانمردى، بلند نگرى، ابّهت و حشمت او، در چشم كوفيان، تأثيرى شگفت داشت. بدين سبب، سخن او را مىشنيدند و بر ديدگاههايش حرمت مىنهادند.
مالك، به روزگار خلافت عثمان، بر اثر درگيرى با سعيد بن عاص (فرماندار كوفه)، با تنى چند از يارانش به حِمص[٢] تبعيد شد. چون زمزمههاى مخالفت با عثمان بالا گرفت، مالك به كوفه بازگشت و فرماندار عثمان را كه در آن زمان به مدينه رفته بود، از ورود به كوفه باز داشت.
[١] اشتر به كسى گفته مىشود كه پلك چشمش به پايين برگردد( ر. ك: النهاية: ج ٢ ص ٤٤٣).
[٢] حِمْص: شهرى كهن و مشهور در ميانه راه دمشق به حلب است( معجم البلدان: ج ٢ ص ٣٠٢).