دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٥ - ٧٢ عمار بن ياسر
دوزخ، و اين شيوه شوربختانِ بدكردار است.
٦٥٦٥. پيامبر خدا ٦: اى عمّار بن ياسر! اگر ديدى على به راهى مىرود و مردم به راهى ديگر، با على برو؛ چرا كه او تو را به پرتگاه نمىكشاند و از راه، بيرونت نمىبرد.
٦٥٦٦. پيامبر خدا ٦: چون مردم با هم اختلاف پيدا كردند، پسر سميّه همراه حق است.
٦٥٦٧. المستدرك على الصحيحين به نقل از حَبّه عُرَنى: با ابو مسعود انصارى بر حُذَيفة بن يَمانْ وارد شديم تا از او درباره فتنهها بپرسم. گفت: به گِرد كتاب خدا بچرخيد هر سو كه چرخيد و نيك بنگريد تا از گروهى كه [عمّار] پسر سميّه در آن است، دنبالهروى كنيد؛ زيرا كه او با كتاب خدا مىچرخد، هر سو كه بچرخد.
به حذيفه گفتيم: پسر سميّه كيست؟
گفت: عمّار. شنيدم كه پيامبر خدا به او مىفرمايد: «تو نمىميرى تا گروه سركش، تو را بكشند. آخرين روزىِ تو از دنيا، شير رقيق شده است».
٦٥٦٨. امام على ٧: هر مسلمانى كه قتل عمّار بر او گران نيايد و آن را مصيبتى دردناك نبيند، رهيافته نيست. رحمت خدا بر عمّار، آن روز كه مسلمان شد، و رحمت خدا بر عمّار، آن روز كه كشته شد، و رحمت خدا بر عمّار، آن روز كه برانگيخته مىشود!