دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠١ - ٣٧ زر بن حبيش
را ببُرد. پس رشيد، شب همان روزى كه زبانش را بريدند، درگذشت. خدايش بيامرزد!
٦٤٣٨. الإرشاد به نقل از زياد بن نَضْر حارثى: نزد زياد بودم كه رُشَيد هَجَرى را آوردند. زياد به او گفت: سرورت (يعنى على ٧) به تو گفته است كه ما با تو چه مىكنيم؟
گفت: دست و پايم را مىبُريد و به دارم مىكشيد.
زياد گفت: به خدا سوگند، كارى مىكنم كه سخنش دروغ درآيد. آزادش بگذاريد.
و چون رشيد خواست بيرون برود، زياد گفت: به خدا سوگند، كارى بدتر از آنچه سرورش خبر داده، نمىتوانيم بر سرش بياوريم. دست و پايش را ببُريد و به دارش كشيد.
رشيد گفت: چنين مباد! هنوز كار ديگرى از شما مانده كهامير مؤمنان، خبرش را به من داده [و هنوز نكردهايد].
زياد گفت: زبانش را ببُريد.
رشيد گفت: به خدا سوگند، اكنون [سببِ] تصديق خبر امير مؤمنان، فرا رسيد.
٣٧ زِرّ بن حُبَيش
زرّ بن حُبَيش بن حُباشه اسدى از فاضلان، عالمان، قاريان و آگاهان به معارف قرآن و از چهرههاى والاى تابعيان و از ياران بزرگوار على ٧ است كه مولا به وثاقتش گواهى داده است. همگامى و همدمى او با على ٧ چنان بوده است كه رجاليان، او را با عنوان «علوى» ياد كردهاند.