دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣ - ٨ ابومسعود بدرى
مَخزومى را از حكومت مكّه بر كنار كرد و حكومت آن را به ابوقتاده انصارى سپرد.
٦٣٥٠. تاريخ الطبرى به نقل از ابو قَتاده، خطاب به على ٧ در جنگ جمل: اى امير مؤمنان! پيامبر خدا اين شمشير را بر گردن من آويخت و آن را غلاف كرده بودم و در غلاف بودنش به درازا كشيد و اكنون هنگام برهنه كردن و بر كشيدن آن بر سر اين قوم ستمكار است؛ كسانى كه از هيچ خيانتى در حقّ امّت، فروگذار نكردند. پس اگر دوست دارى مرا پيش فرستى، بفرست.
٨
ابومسعود بَدرى
ابو مسعود، عُقبَة بن عمرو بن ثَعْلَبه بَدْرى، به كُنيه شهرت داشت. وى از ياران پيامبر خداست[١] كه در تمام نبردهاى ايشان، بجز بدر، شركت داشت.[٢]
او پس از آن كه امير مؤمنان على ٧ زمام امور را به دست گرفت، بر پا ايستاد و امام ٧ را ستود و بيعت با او را چونان بيعت «عقبه» و «رضوان» دانست و مردم را به بيعت با امام ٧ تشويق كرد.
على ٧ چون آهنگ صِفّين كرد، او را بر جاى خويش در كوفه گمارد. ابو مسعود در مسير حق، استوار نمانْد و گاه از سرِ ترديد، سخن گفت و در جنگهاى على ٧، به سوى «قاعدان (كناره گيران از طرفين جنگ)» كشيده شد. شايد جوسازىهاى معاويه و عوامفريبىهاى او، در اين سُستگرايى تأثير داشته است.
[١] در تاريخ دمشق: ج ٤٠ ص ٥٠٧، آمده است:« او از عالمان صحابيان، برشمرده شده است».
[٢] شركت او در جنگ بدر، اختلافى است( ر. ك: تهذيب التهذيب: ج ٧ ص ٢٠٩ ش ٤٨٠٦).