دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣ - ١٢ اشعث بن قيس
تحميل كردند.
اشعث، آشكارا با انتخاب ابن عبّاس و مالك اشتر به عنوان حَكَم، مخالفت كرد و يمنى بودن يكى از حَكَمين را پيشنهاد داد. او در تشكيل گروه خوارج، بىاثر نبود و در جنگ نهروان، گرچه به ظاهر در سپاه امام ٧ بود، امّا در شعلهور ساختن جنگ، نقش بسزايى داشت.[١]
اشعث از كسانى بود كه از داخل سپاه امام ٧ يكسر به كارهاى امام، اعتراض مىكردند، به گونهاى كه ريشه تمام اختلافهاى سپاه را در مواضع او دانستهاند.
او به قدرى بىشرم و زشتْخوى بود كه امام ٧ را تهديد به قتل كرد. امام ٧ او را منافق خواند و بر او نفرين فرستاد.
ابن مُلجَم به خانه اشعث، رفت و آمد داشت[٢] و گفتهاند كه در صبح روز ضربت خوردن امام ٧ به ابن ملجم، اشاره كرد كه در انجام كار، سرعت گيرد.
ما دليل قطعى و سندى تاريخى در دست نداريم كه ارتباط پنهانىِ اشعث را با معاويه اثبات كند؛ امّا بايد به اين نكته توجه داشت كه دستهاى پنهان جاسوسان، با مخفىكارى تمام و پوششهاى كامل عمل مىكنند و از اين رو، به ندرت كشف مىشوند؛ امّا مجموعه جنايتهاى اين خاندان شوم را مىتوان دليلى معتبر و قابل اعتماد بر ارتباط او و خاندانش با دشمنان اهل بيت : به شمار آورد و تعبير امام از او به «منافق» اين دليل را تقويت مىكند.
دختر او (جَعده)، امام حسن ٧ را مسموم كرد و پسرش (محمّد)، مسئوليت
[١] در شرح نهج البلاغة: ج ٢ ص ٢٧٩ و تاريخ دمشق: ج ٩ ص ١٢٠، آمده است:« در نهروان و جنگ با خوارج، حاضر بود».
[٢] در الإرشاد: ج ١ ص ١٩ آمده است:« و پيش از آن، آنچه را در دل داشتند، با اشعث در ميان نهادند و از قصد خود بر كُشتن على ٧ با او سخن گفتند و او هم با آنان همراهى كرد».