دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٣ - ٢٧ حجر بن عدى
او يار باوفاى مولا ٧ و از مدافعان سختكوش آن حضرت بود. چون ضحّاك بن قيس براى غارتگرى روى به عراق نهاد، حجر بن عدى از على ٧ براى رويارويى با او فرمان يافت و با دلاورى او را شكست داد و ضحّاك، پا به فرار نهاد.
حجر، لحظاتى قبل از ضربت خوردن على ٧ از توطئه خبر يافت، با تمام توان كوشيد تا ايشان را خبر كند؛ امّا موفّق نشد و غمِ به خون نشستن مولا ٧ بر جانش نشست.
او از ياران غيور و استوار گام امام حسن ٧ نيز بود. چون خبر صلح را شنيد، خون غيرت در رگهايش به جوش آمد و بر اين صلح، اعتراض كرد. امام حسن ٧ به او فرمود: «اگر ديگران نيز چون تو [عزّت طلب] بودند، هرگز اين قرارداد را امضا نمىكردم».
حجر، از معاويه دلى آكنده از درد داشت و هماره از چهره پليد «حزب الطُّلَقاء (گروه آزاد شدگان فتح مكّه)» كه حكومت يافته بودند، بيزارى مىجست و همراه با جمع شيعيان، بِدو نفرين مىكرد؛ چرا كه آنها گروهى بودند كه پيامبر خدا آنها را «ملعون» دانسته بود.
هرگاه مُغَيره كه در پليدى و زشتخويى و پَستى نظير نداشت و با حاكميت «حزب الطلقاء»، حكومت كوفه را يافته بود بر على ٧ و پيروان او طعن مىزد، حجر، بىهيچ هراسى به دفاع مىايستاد و او را ملامت مىكرد.
معاويه كه از موضعگيرىها، افشاگرىها، سرسختىها و استوارىهاى حجر به ستوه آمده بود، دستور قتل او را صادر كرد و او را به همراه يارانش در