دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠ - طبقهبندى كارگزاران امام على
عثمان بن حُنَيف، در رويارويى با فريبگرى جَمَليان، ميدان را از دست داد و شكست خورد و دستگير شد.
كُمَيل بن زياد، در رويارويى با هجومها و غارتگرىهاى معاويه، تاب نياورد. از اين رو، آهنگ «مقابله به مِثْل» كرد و به غارت مناطق شام، روى آورد كه على ٧ او را سرزنش كرد.
٣. كسانى كه باورى استوار نداشتند و از ايمانى ريشهدار، برخوردار نبودند، گو اين كه سياستمدارانى بودند اهل تدبير با مديريتى كارآمد. اينان، از چنگانداختن بر بيت المال و اسراف و تبذير در آن، باكى نداشتند. امام ٧ از چنين كارگزارانى شكايت داشت و خطاب به آنان مىفرمود:
لَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُم عَلى قَدَحٍ، لأخَذَ عِلاقَتَهُ![١]
اگر كاسهاى به يكى از شما بسپارم، دستهاش را مىدزدد!
زياد بن ابيه، از اين گونه كسان است. او به سبب تصرّفهاى ناروا در بيتالمال، اعتراض امام على ٧ را عليه خود برانگيخت و پس از شهادت امام ٧ به معاويه پيوست و از ارتكاب جنايت، روى برنتافت.
مُنذِر بن جارود نيز بدان جهت كه در بيت المال، حيف و ميلْ روا داشته بود، مورد عتاب امام ٧ قرار گرفت.
نُعمان بن عَجْلان، پس از بذل و بخشش بيت المال به افراد قبيلهاش و تصرّفات ناروا به نفع خود، عتاب على ٧ را برانگيخت. آنگاه فرار كرد و به معاويه پيوست.
يزيد بن حجيَّه و مَصْقَلة بن هُبَيره و قَعْقاع بن شور نيز چنين كردند.
[١] البداية والنهاية: ج ٧ ص ٣٢٦.