دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٣ - ٣٨ زياد بن ابيه
زياد، در سال هجرت به دنيا آمد و دوران پيامبر ٦ را درك كرد. در نوجوانى و در زمان خلافت ابوبكر، مسلمان شد. او برادر مادرى ابوبكره ثقفى است كه از صحابه پيامبر ٦ بود.
زياد كه مُنشى زبردستى بود، به هنگام حكومت ابو موسى اشعرى بر بصره، كاتب وى ... و پس از او كاتب مُغَيره و ابن عبّاس نيز شد. او به جانشينى ابن عبّاس در بصره نيز رسيد.
چون معاويه او را از نوادر روزگار ديد، وى را به سوى خود كشيد و بر اساس شهادت كسى كه مىگفت: ابوسفيان به طائف آمد و مست كرد و زن بدكارهاى طلبيد و با سميّه كه همسر عبيد بود درآميخت ادّعا كرد كه نطفه او از پشت پدر وى است.
به هنگام وفات على ٧، زياد، [از سوى ابن عبّاس،] نايب او بر استان فارس بود.
٦٤٤١. الاستيعاب در يادكردِ زياد بن ابيهْ: در امور دنيايى مردى خردمند و زيرك و سخنور بود و در نزد دنياپرستان، شُكوه و منزلتى داشت.
٦٤٤٢. اسد الغابة: سياستمدارى بزرگ بود و رشته كارهاى تحت ولايتش را در دست داشت.
٦٤٤٣. تاريخ اليعقوبى: مغيرة بن شُعبه با زنى از قبيله بنى هلال به نام امّ جميل كه همسر حَجّاج بن عتيك ثقفى بود رفت و آمد داشت. پس گروهى از مسلمانان به او شك بردند و ابو بكره و نافع بن حارث و شِبْل بن معبد و زياد بن عُبيد در كمينش نشستند تا آن كه مغيره بر آن زن، وارد شد. باد، پرده را بالا زد و او را در حال آميزش با آن زن يافتند.
بر عمر درآمدند. عمر، از پشت پرده، صداى ابوبكره را شنيد. گفت: ابوبكره! گفت: بلى.
عمر گفت: آيا خبر خوشى آوردهاى؟
ابوبكره گفت: مغيره آورده است.
سپس ماجرا را براى عمر گفت.