دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٩ - ٥٠ صعصعة بن صوحان
گفتم: به نام خداوند بخشاينده مهربان. «آنان كه چون در زمينْ مسلّطشان كرديم، نماز مىخوانند و زكات مىپردازند و به نيكى فرمان مىدهند و از زشتى باز مىدارند. و فرجام كارها، از آنِ خداست».
عثمان گفت: اين آيه در شأن ما نازل شده است.
به او گفتم: پس به نيكى فرمان ده و از زشتى باز دار.
عثمان گفت: اين را واگذار و مقصودت را بگو.
به او گفتم: به نام خداوند بخشاينده مهربان. «آنان كه به ناحق از ديارشان رانده شدهاند، تنها به جرم اين كه مىگفتند: پروردگار ما، خداى يگانه است ...».
عثمان گفت: اين آيه هم در حقّ ما نازل شده است.
به او گفتم: پس آنچه را از خدا گرفتهاى، به ما بده.
عثمان [، خطاب به ما] گفت: اى مردم! شما بايد گوش به فرمان و مطيع باشيد؛ چرا كه دست خدا با جماعت است و شيطان، همراه شخصِ گسسته از جماعت. به گفتهاش گوش نسپاريد كه اين (صعصعه) نه مىداند خدا كيست و نه مىداند كجاست.
به او گفتم: امّا اين كه مىگويى گوش به فرمان و مطيع باشيد؛ تو از ما مىخواهى كه فردا [ى قيامت] بگوييم: «خداى ما! ما از سروران و بزرگان خود اطاعت كرديم و آنان ما را از راه به در بردند». و امّا گفتهات كه من نمىدانم خدا كيست؛ خدا پروردگار ما و پروردگار پدران نخستين ماست؛ و اين كه مىگويى من نمىدانم خدا كجاست؛ خداوند متعال در كمين [ستمكاران] است.[١]
پس عثمان، خشمگين شد و فرمان داد ما را بازگردانند و درها را به روى ما بست.
[١] اشاره به آيه ١٤ از سوره فجر است كه خداوند در آن، سرنوشت فرعون را گوشزد مىكند.