دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - ١٢ اشعث بن قيس
پس اشعث بن قيس و گروهى از قومش در قلعهاى پناه گرفتند. اشعث [به ابو بكر] گفت: به هفتاد نفر ما امان دهيد. امان دادند و خود او پس از آن هفتاد نفر، از قلعه پايين آمد و خود را داخل آن هفتاد نفر نكرد.
ابو بكر گفت: تو در امان نيستى و ما تو را مىكشيم.
گفت: آيا تو را به [حُكمى] بهتر از اين، راهنمايى نكنم؟ از من بر ضدّ دشمنت كمك بگير و خواهرت را به همسرى من درآور.
ابو بكر، چنين كرد.
٦٣٧٠. الأخبار الطوال: اشعث در مدّت خلافت عثمان، در آذربايجانْ اقامت داشت و حكومت او از عوامل نارضايتى مردم از عثمان بود؛ زيرا عثمان، پس از آن كه او را خويشاوند خود كرد و دخترش را براى پسر خويش به همسرى گرفت، حاكم آذربايجانش نمود.
٦٣٧١. امام على ٧ از نامهاش به اشعث بن قيس، كارگزار آذربايجان: و بدان كه حكومت، طعمهاى نيست [كه به چنگ آورده باشى]؛ بلكه امانتى است كه به تو سپردهاند. تو امانتدار كسى هستى كه تو را به كار گمارده است و اين اختيار را ندارى كه بدون اجازه من به كار مردم بپردازى و بدون احتياط و اطمينان به كارهاى بزرگ مالى درآيى.
مالى از اموال خداى عز و جل در دست توست و تو خزانهدار آنى تا آن را به من بسپارى و اميدوارم كه بدترين فرمانرواى بر تو نباشم. والسلام!
٦٣٧٢. وقعة صِفّين به نقل از اشعث بن قيس، از سخنرانىاش در آذربايجان، پس از بيعت مردم با على ٧: اى مردم! امير مؤمنان، عثمان، مرا به حكومت آذربايجان گماشت و درگذشت، در حالى كه حكومت در دست من بود.