دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٩ - ١٢ اشعث بن قيس
مردم با على بيعت كردهاند و اطاعت ما از او، همچون اطاعت از پيشينيان اوست و ماجراى ميان او و طلحه و زبير به آگاهى شما رسيده است و على در اين ماجرا بر آنچه از ما و شما پنهان مانده، امين است.
پس چون به خانهاش آمد، يارانش را فرا خواند و گفت: نامه على مرا به وحشت انداخته است و بى گمان، او دارايى آذربايجان را مىگيرد. پس من به معاويه مىپيوندم.
يارانش گفتند: مرگ براى تو بهتر از اين است. آيا سرزمين و خاندان خود را رها مىكنى و دنبالهرو مردم شام مىشوى؟!
اشعث، شرمگين شد و به راه افتاد تا بر على ٧ درآمد.
٦٣٧٣. تاريخ اليعقوبى در كتابت قرار داد حَكميّت و اختلاف آنان در مقدّم داشتن على ٧ و ناميدن او به «امير المؤمنين»:
ابو الأعور سلمىگفت: ما [نام] علىرا مقدّم نمىداريم.
ياران على ٧ گفتند: ما نام او را تغيير نمىدهيم و جز «امير المؤمنين» نمىنويسيم.
بر سر اين موضوع، با هم كشمكش شديدى كردند و حتّى يكديگر را كتك زدند.
اشعث گفت: اين نام را محو كنيد.
اشتر به او گفت: اى يك چشم! به خدا سوگند، قصد دارم شمشيرم را با خون تو سيراب كنم كه من كسانى را كشتهام كه از تو بدتر نبودهاند و من مىدانم كه تو بجز فتنه، قصد ديگرى ندارى و جز بر گِرد دنيا نمىچرخى و آن را بر آخرت، مقدّم مىدارى.
٦٣٧٤. امام على ٧: امّا درباره اين يك چشم (يعنى اشعث)، [بدانيد كه] خداوندْ شرفى را بر پا نداشت، جز آن كه وى بر آن حسد بُرد، و فضيلتى را آشكار نساخت، جز آن كه وى بر آن عيب نهاد.
او به خود، وعده مىدهد و خويشتن را فريب مىدهد. بيمناك و اميدوار است و در اين ميان، به هيچ طرف، اطمينان ندارد و خداوند با ترسو كردنش بر او منّت نهاده است؛ چرا اگر شجاع بود، حق، او را مىكشت (به كشتن مىداد).
٦٣٧٥. امام صادق ٧: يكى از زنان خاندان برايم گفت كه ديدم اشعث بن قيس بر على ٧ وارد شد و على ٧ با او درشتى كرد. پس اشعث، او را به كشتنِ غافلگيرانه (ترور)، تهديد كرد. على ٧ به او فرمود: «آيا مرا از مرگ مىترسانى؟ به خدا سوگند، اهميّتى نمىدهم كه من بر مرگ