ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٨٣ - فصل(٢٤) داستان جنگ بنى النضير
در اين تاريكى شب او را چنين بيباك كرده؟ جز اينكه ميخواهد دستبرد و شبيخونى بما بزند (و محتمل است ترجمه چنين باشد: كه با خود گفتم: اين مرد بيباك مبادا در تاريكى آخر شب از قلعه بيرون آيد و دستبردى بما بزند) ناگاه ديدم كه شمشير برهنه در دست دارد و با سه تن از يهود پيش آيد، باو حمله كرده و او را كشتم و ديگران كه همراهش بودند گريختند، و هنوز چندان دور نشدهاند، چند نفر با من بفرست كه اميد است بدانها دست يابيم؟ رسول خدا ٦ ده نفر همراه او روان كرد كه از آن جمله بود ابو دجانه و سهل بن حنيف، (پس بدنبال آنها روان شدند) و پيش از آنكه بقلعه پناه بردند بآنها رسيده، و آنان را كشتند و سرهايشان را نزد رسول خدا ٦ آوردند، حضرت دستور فرمود آن سرها را در چاههاى بنى حطمه افكندند، و همين داستان سبب فتح قلعههاى بنى النضير شد، و در همان شب كعب بن اشرف كشته شد و رسول خدا ٦ اموال ايشان را براى خود برداشت و اين اولين مالى بود كه حضرت تصرف كرد و سپس ميان مهاجرين پيشين بخش كرد، و بعلى ٧ دستور داد سهم رسول خدا ٦ را گرد آورد و آن را وقف كرد و تا زنده بود در دست خود آن حضرت بود، و پس از او در دست أمير المؤمنين ٧ بود، و تا بامروز در دست فرزندان فاطمه عليها السّلام است.
و در باره كارى كه على ٧ در اين جنگ انجام داد، و آن يهودى را كشت و سر آن نه تن يهودى را بنزد رسول خدا ٦ آورد حسان بن ثابت اين اشعار را سروده (كه ترجمهاش چنين است):
١- چه سختيها كه براى خدا دچار شدى در بنى قريظه آنگاه كه مردم چشم براه بودند (ظاهر اينست كه بنى النضير بجاى بنى قريظة باشد چنانچه مجلسى (ره) در حاشيه بحار استظهار فرموده).
٢- بزرگ آنها را نابود كرد و نه تن ديگر را بازگرداند، گاهى آنان را ميزد و دور ميكرد و گاهى (از آمدن آنان) جلوگيرى ميكرد.